خیال تو

on . Posted in سروده ها

چه دلنشین به آغوش گرفته ام
خیال تو را
در سکوت شب

من شاد
از این هم خوابگی
همه بتان را
به کناری نهاده ام
    نگاهت
می فروزدخواهش های جانم را
و عطر گیسویت
در دشت سوزان تنم
موج میزند 

چه با فروغ آمدی
و چه پر ملال برفتی
با گذشت شب 

چو از برمروی
حسرت، همنشین من
و آغوشم پر از تنهایی خواهد شد

و تو ای آرزوی شیرین 
همیشه دور
و نزد من خواهی ماند

 


 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید