سپر حفاظتی خلیج فارس پر مفسده و به طور احمقانه ای مخاطره امیز است

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in سیاسی

   لحن انتقادی از سیاست خارجی دولت انگلیس کمتر در مطبوعات این کشور  بازتاب پیدا می کند اما سفر دوره ای اخیر کامرون نخست وزیر انگلیس به حوزه خلیج فارس حداقل در مقاله ای در روزنامه گاردین به طور صریح مورد انتقاد قرار گرفت.در این مقاله سیاست های پر از نفاق کشورهای غربی و نادیده گرفتن اصول مورد ادعای انها به دلیل منافع اقتصادی به باد انتقاد گرفته شده است.این روزنامه می نویسد:دیر یا زود اعراب مستبد که دیوید کامرون به آنها اسلحه فروخت، سقوط خواهند کرد و دولت هایی که به حمایت از آنها پرداختند، هزینه آن را پرداخت خواهند کرد. در یک اقدام تهوع آور سیاسی، دیوید کامرون در جریان سفر  خود به منظور فروش اسلحه به دیکتاتورهای خلیج فارس ادعا کرد که از بهار عربی حمایت کند.

وی در این سفر هیچ تقاضایی برای انتخابات آزاد از اقتدار گرایان عرب نکرد ، حتی از آنها نخواست که ارزش های حقوق انسان را که همواره در سفرهای خود به روسیه و چین از آن یاد می کند، مورد احترام قرار دهند.

در حالیکه پادشاهان و امرای خلیج فارس،   معترضان دمکراسی خواه را سرکوب می کنند،   نخست وزیر آنها را از "دوستی و احترام" خود مطمئن می کند. وی در ابو ظبی توضیح داد که در راه اصلاحات مراحل و مسیرهای متفاوتی وجود دارد- کشورهای که متحد غرب هستند، میلیاردها پوند در خرید اسلحه از انگلیس هزینه می کنند و در عین حال بر بزرگترین منابع ذخیره غنی جهان نشسته اند. وی ممکن است توضیحات بیشتری را در این زمینه بیفزاید.

دیوید کامرون به منطقه خلیج فارس به عنوان یک فروشنده سیستم شرکت "بی آ ای" رفت. بی- آ- ای شرکت سازنده جنگنده های تایفون است. وی در امارات، عربستان سعودی و عمان بر طبل بازرگانی می زند  و سعی خواهد کرد از طرف شرکت بی پی و دیگر  شرکت های طرف قرارداد با آن کشورها، انتقادات به عمل آمده از طرف پارلمان انگلیس و اتحادیه اروپا را به دلیل پرونده های حقوق بشر خود کامه گان خلیج فارس   تلطیف کند.

جای تعجب نیست که نخست وزیر محدوده پوشش رسانه ای سفر را محدود کرد. اما به دنبال سفر مشابه رئیس جمهور فرانسه به خلیج فارس- پیام غرب به پادشاهی های این منطقه به اندازه کافی روشن است. با انقلاب یا بدون آن، تجارت با مستبدان خلیج فارس حالت عادی خود را دارد.

گسترش اعتراضات در جهان عرب به این سفر یک ضرورت افزوده است. یک سال پیش، در آستانه قیام در تونس و مصر، رژیم های خلیج فارس و حامیان غربی آن "شورش" در بحرین را سرکوب کردند و در عربستان سعودی قیام را با پول خریداری کردند. آنها تلاش کردند که قیام در لیبی و پس از آن در سوریه را بربایند. و این در حالی است که با موفقیت با کارت ضد شیعه بازی می کنند.

اما اکنون ناآرامی های عمومی به سواحل خلیج فارس رسیده است. ده ها هزار تن از اسلام گرایان، لیبرال ها و ملی گرا ها در کویت با گاز اشک آور و نارنجک های بی حس کننده به دلیل اعتراض به قانون انتخابات مواجه شدند.

رژیم بحرین که توسط انگلیس و امریکا مسلح و حمایت می شود، پس از 18 ماه سرکوب خشونت آمیز مخالفان، تظاهرات ضد دولتی را غیر قانونی اعلام کرد.

در عربستان سعودی که غرب آنرا در آغوش گرفته است، معترضان وحشیانه سرکوب شده اند و هزاران تن بدون اتهام یا محاکمه مناسب در بازداشت هستند.

در همین حال تعدادی در امارات متحده عربی به دلیل مبارزه دمکراسی خواهی در بازداشت به سر می برند و پلیس اردن که مورد توجه انگلیس است به تظاهر کنندگان آن کشور که علیه سیستم انتخاباتی مشابه کویت دست به تظاهرات زده بودند، حمله کرد.

لندن، پاریس و واشنگتن همگی در مورد این اوضاع اظهار نگرانی کرده اند، اما با اسلحه و دیگر اقدامات به حمایت از آنها پرداختند. کامرون اصرار می ورزد که آنها برای دفاع از خود به سلاح نیاز دارند، اگر منظور تأمین سلاح سبک و تجهیزات توسط انگلیس و آمریکا به عربستان سعودی، بحرین و دیگر کشورهای خلیج فارس باشد، پس منظور او باید این باشد که آنها برای دفاع از خود  در مقابل مردم کشورشان به سلاح نیاز دارند. اما اگر وی در مورد جنگنده های تایفون سخن می گوید، اصلاً این نوع جنگنده ها در استراتژی فاعی این کشورها قرار ندارد.

این یک وضعیت مافیایی است که رژیم های حوزه خلیج فارس با استفاده از پول نفت به خرید تجهیزاتی می پردازند که هرگز آنها از آن استفاده نمی کنند. شرکت ها، رشوه های سنگینی  پرداخت می کنند و سیاستمداران فاسد زمینه استخدام وزیران، مقامات رسمی و ژنرال های پیشین را در شرکت های فروش جنگ افزار  فراهم می کنند تا با این شیوه امضای قرارداد ها را برای شرکت های خود  تضمین کنند.

به طور طبیعی، رهبران غربی  و خودکامه گان عرب حوزه خلیج فارس ادعا می کنند که توسط ایران تهدیدی شوند. اما در واقعیت، تنها خطر موجود آنست که آمریکا یا اسراییل به ایران حمله کند- اگر این مورد صحت داشته باشد، در این صورت این وظیفه آمریکا و متحدان آنست که از رژیم های منطقه دفاع کنند و انها در این زمینه نقشی بر عهده ندارند. بنابراین نفاق تنها عامل توصیف این روابط نیست بلکه مدت طولانی است، که در انگلیس فساد در سیاست، اقتصاد و جاسوسی وجود داشته است.

اما حمایت از دیکتاتورهای خلیج فارس، یادآور دوران فئودالی است که بر نیروی کار خارجی متمرکز است در مرکز سیاست های غرب در کنترل خاورمیانه و منابع انرژی آنست. و این نشان می دهدبوده است و این دلیل آنست که چرا آمریکا بزرگترین پایگاه نظامی خود را در کویت، قطر، امارات، عمان و بحرین قرار داده است.

خطر در حال حاضر، افزایش حضور نظامی علیه ایران و دخالت در تحولاتی است که سراسر منطقه را فرا گرفته است. هر دو کشور آمریکا و انگلیس در ماه های اخیر به اردن نیرو اعزام کرده اند و نقش خود را در جنگ داخلی سوریه افزایش داده اند. هم چنین دیوید کامرون با رهبران امارات برای بر پا کردن یک پایگاه نظامی در امارات عربی سخن گفته است.

نخست وزیر انگلیس از قرارداد فروش اسلحه به دیکتاتورها  با این استدلال که 30 هزار شغل در صنایع دفاعی به وجود می آورد، حمایت می کند.

اما اگر فساد و اخلاق در این موضوع کنار گذاشته شود، بنظر می رسد این دیکتاتورها دیر یا زود سقوط خواهند کرد، چنانکه رژیم شاه در ایران در حالیکه بسیاری از قرارداد ها را با آمریکا و انگلیس منعقد کرده بود، سرنگون شد. بدون حمایت غرب این رژیم ها تا کنون سرنگون شده بودند. چنانکه راشد الغنوشی رهبر تونس که جنبش وی در انتخابات سال گذشته به پیروزی رسید، پیش بینی کرده است، سال آینده نوبت سرنگونی پادشاهی ها خواهد بود. وقتی که این امر اتفاق بیافتد، کشورهای غربی با واکنش منفی رهبران این کشورها مواجه خواهند شد.

 

  

گزینه های ایران در برابر تحریم نفت

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in سیاسی

از هنگامی که امریکا و کشورهای اروپایی تحریم های یکجانبه و تدریجی خود را علیه ایران آغاز کردند در ایران بسیاری از سیاستمداران، سخن از بی تأثیری تحریم ها بر زبان می راندند.

البته از منظر این گروه بی تأثیری تحریم ها در تغییر سیاست کلی نظام در مورد برنامه هسته ای و حقوق ایران در چارچوب معاهده عدم انتشار سلاح هسته ای بوده است . اما به طور قطع آنها از هزینه هایی که کشور در این زمینه باید پرداخت کند آگاه هستند.

واکنش ایران به تحریم های یکجانبه غرب به طور سنتی بر دور زدن تحریم ها استوار بوده است و برخورد هم وزن تحریم ها علیه کشورهای اعمال کننده تحریم هر چند که ژست آن گرفته شده است، اما در واقع اتخاذ نکرده است.

اما ایران اکنون در برابر انتخاب های سخت قرار دارد و باید در این شرایط به موضع گیری روشن بپردازد .

کشورهای غربی با رویکرد تحریم ها، روند فرسایشی را برای ایران رقم زده اند که با گذشت زمان، اقتصاد و دیگر ساختارهای کشور از تحریم ها متاثر خواهد شد و در دراز مدت ایران گزینه هایی  را که امروز می تواند از آن بهره برداری کند، در اختیار نخواهد داشت.

یکی از عناصر مهم موفقیت ایران در برنامه هسته ای تا به امروز همراهی مردم و متفق القول بودن بخش اعظم گروه های سیاسی با حقوق ایران در چارچوب معاهده عدم انتشار سلاح هسته ای است. اما شرایط با آغاز جدید تحریم ها می تواند تفاوت های ملموس تری را بر جامعه بر جای گذارد، که کاهش فروش نفت که عمده ترین منبع درآمد کشور است و امتناع کشورهای عمده خریدار نفت از خرید کامل یکی از واقعیت هایی آشکار است.

اگر زبان آمار را به رسمیت بشناسیم ایران، در سال جاری و بر اساس نرخ بشکه ای 89 دلار نفت خود را بفروشد، درآمد نفتی کشور 63 میلیارد دلار خواهد بود که اگر با درآمد سال گذشته که یکصد و سیزده میلیارد دلار بوده است، مقایسه شود کاهشی درخور توجه است. البته دولت از  ذخیره ارزی کافی و منابع غربی نیز از اینکه ایران می تواند برای یکسال چنین شرایطی را تحمل کند، سخن گفته اند.

اما آیا در این بازی جدید غرب که فرسایش اقتصاد ایران هدف قرار گرفته شده است، سیاست سنتی ایران بر دور زدن تحریم ها می تواند اثر بخش باشد؟

برای پاسخ به این سئوال باید شرایط اقتصادی کشور مرور شود و تجربه چند ماه گذشته و نحوه برخورد کشورهای که شریک اقتصادی ایران بوده اند، مورد استفاده قرار گیرد.

چنین برداشت می شود که طراحی کلی سیاست گذاران کشور در برنامه اتمی بر اساس باز نگه داشتن  خط گفتگو و جلوگیری از شکست مذاکرات با بعلاوه یک استوار است، اما این سیاست سودی برای ایران دارد.

پوشیده نیست که قاطعیت کشورهای غربی در اعمال تحریم ها و مطرح نگه داشتن پرونده هسته ای ایران به عنوان یکی از اولویت های نگران کننده جامعه بین المللی با هدف تامین نظر و بازداشتن اسراییل است که تهدید به اقدام نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران کرده است. اما کشورهای غربی از بیان این واقعیت که هدف آنها از اصرار بر اجرای تحریم ها با توجه ادامه مذاکرات، پنهان کردن این واقعیت است که سیاست خارجی آنها برگرفته از خواسته تل آویو است که خواهان انحصار در برتری هسته ای اش در منطقه است.

اما در ایران سیاست گذاران هر چند در لفافه سخن از تهدیدهای متقابل در صورت تحریم های نفتی سخن گفته اند، اما عملکرد نشان از آن دارد که سیاست جامعی برای مقابله با تحریم ها وجود داشته باشد.

اولین اقدام واکنشی ایران در برابر تحریم نفتی اتحادیه اروپا، قطع صادرات نفت به انگلیس، المان و فرانسه بوده است و دیگر تهدید جدی عنوان شده از طرف ایران بستن تنگه هرمز بوده است.

مسلما هر کشوری که تهدیدی را مطرح می کند، به طور قطع به ظرفیت اجرای آن نیز می نگرد و شاید از این نگاه باشد که شماری از سیاست گذاران، سیاست دور زدن تحریم ها را به مقابله و عملی کردن تهدید ترجیح دهند.

م چنین باید اثر تهدید مستقیم ایران از جمله بستن تنگه هرمز برای طرف مقابل  و هم چنین هزینه هایی که کشور در ازای آن باید متحمل شود، بر آورد دقیقی به عمل آید. هم چنین سیاست گذاران کشور به خوبی از اینکه سیاست هایی از این قبیل می تواند به افزایش یکپارچگی غرب و کشورهای آسیای دور که به انرژی این منطقه نیاز دارند، بیانجامد.

شاید همانگونه که تعدادی در ایران عنوان می دارند که تهران  بر اساس مفاد کنوانسیون بین المللی 1985 ژنو و کنوانسیون 1982 جامائیکا  می تواند دست به این اقدام زند، اما این اقدام عملا احتمال مواجهه نظامی را به شکل فوق العاده ای در خلیج فارس افزایش می دهد و هیچیک از طرف های درگیر آن توان کنترل عواقب چنین مواجهه ای را نخواهند داشت.

گزینه دیگری که ایران می تواند از آن بهره برداری کند،  توقیف نفتکش ها و کشتی های متعلق به کشورهای متخاصم است که ایران به طور گزینشی می تواند علیه آنها اقدام کند. این امر از بستن کامل تنگه هرمز کم هزینه تر و لی تاثیر ان در همان سطح خواهد بود.

باید توجه داشت شماری از کشورها همچون  انگلیس بیش از 80 درصد از گاز خود را به صورت LNG وارد می کند که  نیمی از این گاز وارداتی از تنگه هرمز به ان کشور می رود.

در صورتیکه ایران رویکرد سنتی را که همانا دور زدن تحریم ها و نه بستن و یا مختل کردن کشتی رانی در خلیج فارس برگزیند، در این صورت باید گفت، ایران گزینه هایی را که در آینده در اختیار خواهد داشت، بسیار فراتر می بیند و تحمل این دوره کوتاه مدت را به یک مواجهه همه جانبه ترجیح می دهد.

 

بررسی پوشش خبری انتخابات ایران در سواز لندن

on . Posted in سیاسی

کنفرانس پوشش خبری ایران، نقش رسانه های متعارف و رسانه های غیر متعارف در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۰ در مؤسسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن در "سواز" برگزار شد. مؤسسه مطالعات فیلم و رسانه دانشگاه "سواز" سازمان دهنده این کنفرانس بود که در آن گروهی از  کارشناسان رسانه ای و گزارشگران فعال در انعکاس رویدادهای ایران شرکت کرده بودند. دیدگاه  حاضران در این کنفرانس نسبت به پوشش خبری انتخابات و نحوه برخورد رسانه های متعارف همسان نبوده است و هر کدام از آنان به جنبه ای خاص از پوشش رسانه ای انتخابات ایران پرداختند.

در این نوشته سعی شده است، دیدگاه سخنرانان منعکس شود هر چند ممکن است که برداشت از  آنچه که در کنفرانس گذشته است، کامل نباشد که این امر با انتشار مقالات نفرات ایرانی این کنفرانس می تواند تحقق یابد. ناگفته نماند  که پیگیری وهم چنین انگیزه نوشتن این مطلب، نوشته آقای آشنا در وبلاگ فرهنگ و ارتباطات بود که در آن عنوان شده بود، هیچ گزارشی در مورد این کنفرانس در جایی منعکس نشده است. به مصداق خوش تر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران، نظر افرادی که در بیرون از جامعه ایران، به رویدادهای ما توجه می کنند، مطالعه این گزارش، شاید به نظر جالب آید. 

تشکیلات بی بی سی و تلویزیون فارسی

on . Posted in سیاسی

در این بخش، توضیحاتی درباره راه اندازی شبکه فارسی زبان ارائه شده است. امید است مطالعه آن، به خوانندگان کمک کند تا درک بهتری از چگونگی تشخیص نیاز به یک شبکه تلویزیونی در نظام انگلیس، گردش کار به منظور راه اندازی یک شبکه فارسی زبان و نحوه وصول دولت انگلیس به اهداف راه اندازی از این شبکه، دست یابند و البته اهداف پشت پرده نیز باید مد نظر قرار گیرد. 

 من مایل هستم اطلاعاتی را در مورد تشکیلات بی بی سی تلویزیون فارسی و قصد بی بی سی از راه اندازی سرویس زبان فارسی  را بر اساس درخواست اطلاعات تقاضا کنم. این مورد باید اطلاعات مربوط به سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ را پوشش دهد. به طور اساسی من مایل هستم بدانم چرا بی بی سی و وزارت امور خارجه معتقدند کمک به چنین تلویزیونی در راستای منافع انگلستان است.

نگاه هیات امنای بی بی سی به تلویزیون فارسی بی بی سی

on . Posted in سیاسی

بی بی سی فارسی، همچون دیگر شبکه های رادیویی، اینترنتی و تلویزیونی بی بی سی، قطعا برای جلب رضای خدا و تامین منافع مردم ایران، طراحی و راه اندازی نشده است. هدف از راه اندازی یک شبکه تلویزیونی، با هزینه های گزاف فعلی، ایجاب می کند تا هیات امنای بی بی سی، همچون هیات امنای عاقل هر رسانه دیگر، به ارزیابی دوره ای و منظم بی بی سی فارسی دست بزند تا با بازخورد لازم را به منظور اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت، فراهم سازد. امید است مطالعه این ارزیابی، برای آگاهی علاقه مندان به رسانه مفید افتد.