دروزی ها چه طایفه ای هستند؟

on . Posted in سیاسی

دروزی ها یک فرقه باطنی شکل گرفته در مصر است و عقاید انها نشات گرفته از اسماعیلیه و نشتکین دروزی است. این نوشته در پاسخ به یکی از دوستان در مورد طرز تفکر دروزی ها نوشته شده است. امید انکه برای آن عزیز و دیگر خوانندگان مفید باشد. دروزی ها یک فرقه باطنی است که تاریخ شکل گیری ان به سال ۴۰۸ هجری باز می گردد و عقاید انها نشات گرفته از اسماعیلیه و نشتکین دروزی است.طایفه دروزی در مصر شکل گرفت و ولی پس از مدتی به شام مهاجرت کرد. عقاید این طایفه آمیزه ای از ادیان و افکار متفاوت است و با توجه به باور انها در مورد سری بودن افکار این مذهب، به نشر ان نمی پردازند و تعالیم ان را از ۴۰ سالگی به فرزندان خود انتقال می دهند.

دروزی ها منکر  همه انبیا و مرسلین هستند و اعتقاد دارند که مسیح همان مبلغ آیین شان حمزه است . سایر مذاهب وادیان را ناصواب می دانند وریختن خون و مال آنان را مباح و فریب انها را مجاز میدانند. دروزی ها  بر این اعتقادند که دین انها ناسخ همه ادیان قبلی است .برجستگان انها حج خود را در هند به جای می اورند و بر این باورند که عقیده انها نشات گرفته از هند است. این طایفه به تناسخ ارواح عقیده دارندو بر این باورند که ثواب و عقاب در انتقال روح از صاحبش به فردی خوشبخت تر یا شقی تر مکافات می شود.

انها منکر بهشت و جهنم و ثواب و عقاب و اخرت هستند و قرآن کریم را پرداخته سلمان فارسی می دانند و خود دارای کتاب خاصی به نام منفرد بالذات هستند. دروزی ها افتخار می کنند که باورهایشان به دوره فراعنه و حکمای هند باز می گردد. در مورد قیامت انها در انتظار حاکم به امر الله هستند که انها را به انهدام کعبه و از میان برداشتن مسلمانان و مسحیان رهبری خواهد کرد. از ان پس تا ابد بر اساس این باور بر جهان حکمفرما خواهند بود و مسلمانان را وادار به پرداخت جزیه خواهند کرد.

دروزی ها عقیده دارند حاکم به امر الله ۵ پیامبر بر انها فرستاده است که عبارتند از حمزه، اسماعیل، محمد الکلمه ، ابوالخیر و بهاء. این طایفه ازدواج با خارج از مسلک خود را  و صدقه و کمک به غیر از دروزی ها را حرام می دانند.مخالف تعدد زوجه و رجوع در طلاق هستند. کسی را به دین خود نمی پذیرند و خروج از آۀئین خود را نیز بر نمی تابند. در مورد صحابه افکار ناپسندی دارند و از گفته هایانهاست که فحشا و منکر همانا ابوبکر و عمر می باشند. همانگونه که گفته شد انها تحت تاثیر باطنیون هستند به خصوص باطنیون یونانی همانند ارسطو، افلاطون وفیثاغورث می دانند و انها را به عنوان رهبران روحانی خود می دانند.

دروزی ها بخشی از اعتقادات خود را از اسماعیلیه گرفته اند و در دیدگاه های خود نسبت به دنیا و اخرت متاثر از دهریون هستند. این طایفه هم چنین تحت تاثیر تفکرات بودایی، فلاسفه ایرانی و هندی و فراعنه نیز قرار داشته اند. در مقابل فرق اسلامی با اینکه پرداخت جزیه را بر انها صادق نمی دانند اما ازدواج با انها و یا خوردن از گوشت ذبح شده انان را جایز نمی دانند.

از نظر مذهبی دروزی ها به دو دسته تقسیم می شوند:

روحانیون: اسرار طایفه در اختیار انهاست و خود به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از روسا، عقلا و آجاوید

جثمانیون: به امور دنیوی اهمیت می ورزند . امرا و جهلا در این بخش قرار دارند.

دروزی ها حکومت را به رسمیت نمی شناسند و حاکم بر انان شیخ العقل و نواب وی می باشند. بخش اعظم دروزی ها در لبنان زندگی می کنند، هر چند که بخشی ازانها در فلسطین اشغالی حضور دارند و دارای شناسنامه اسرائیل را دارند. البته در برزیل و استرالیا نیز بخش هایی از این طایفه زندگی می کنند. گرفتن اموال ان را منکر می شاین مذهب در مصر شکل گرفت.

  • خلیفه فاطمی: أبو علی منصور بن عزیز بالله بن معز لدین الله فاطمی ملقب به حاكم بأمر الله، وی  محورعقیده درزی است . در سال  ۳۷۵ هـ/ ۹۸۵ م به دنیا آمد و در سال  (۴۱۱ هـ/ ۱۰۲۱ م) به قتل رسید، در تفکر و رفتار افراطی بود. قسی القلب، پراز تناقض و کینه جو بود. بسیاری را بدون اینکه دلیلی داشته باشد شکنجه یا به قتل رساند.
  • حمزه بن علی بن محمد الزوزنی (۳۷۵ هـ – ۴۳۰ هـ): مؤسس عقیده دروزی است ، وی الهی بودن حاكم را در سال 408هـ اعلام کرد. وی كتاب عقاید دروزی را تالیف کرد. در نزد درزی ها وی در حد پیامبر تقدس داردن.
  • محمد بن إسماعیل الدرزی معروف به نشتكین، در هنگام بنا نهادن عقاید دروزی با حمزه همراه بود، اما وی در اعلام الهی بودن حاکم در سال  ۴۰۷ هـ شتاب به خرج داد و این امر موجب غضب حمزه شد . حمزه مردم را علیه وی شورانید که به ناچار به شام گریخت و در انجا به دعوت از مردم به آئین خود اقدام کرد.با اینکه این طائفه به لعنت وی می پردازند اما این فرقه با نام وی گره خورده است، زیرا وی از تعالیم حمزه که نقشه قتل وی را در سال  سنه ۴۱۱ هـ برنامه ریزی کرد، سرباز زد.
  • حسین بن حیدره فرغانی معروف به أخرم یا اجدع که بشارت دهنده به دعوت حمزه  بین مردم است.
  • بهاء الدین أبو الحسن علی بن أحمد السموقی معروف به ضیف: بیشترین تاثیر را در گسترش این مذهب  داشت .بسیاری از انتشارات این طائفه چون (رساله التنبیه والتأنیب والتوبیخ)،(رساله التعنیف والتهجین)، را تالیف کرد. وی هم چنین باب اجتهاد در این مذهب را با هدف بقا بر اصولی که وی و حمزه و تمیمی نهاده بودند،بست.
  • أبو إبراهیم إسماعیل بن حامد التمیمی: فرزند حمزه ودست راست وی در تبلیغ این مذهب بود.

رهبران معاصر دروزیها:

۱ - كمال جنبلاط: رییس حزب سوسیالیست ترقی‌خواه ، ودر سال  ۱۹۷۷ به قتل رسید.

۲ - ولید جنبلاط فرزند وی در رهبری دروز و رهبری حزب می باشد.

۳ - د. نجیب عسراوی رئیس رابطه درزی ها در برزیل

۴ - عدنان بشیر رشید رئیس رابطه درزی ها در استرالیا.

۵ - سامی مكارم که در تالیف برخی از نوشته ها با  كمال جنبلاط همکاری کرد.

كتاب های دروزی ها

۱ –نامه های مقدسی دارند که رسائل الحكمه نامیده شده است و  (111) رسالهاز تالیفات حمزه، بهاء الدین، وتمیمی.

۲ – دارای کتاب مقدسی هستند که  (المنفرد بذاته) نامیده می شود.

۳ - كتاب نقطه ها و دایره ها که تالیف عبد الغفار تقی الدین بعقلی است که در سال ۹۰۰ هـ به قتل رسید.

۴ – میثاق ولی الزمان: حمزه بن علی انرا نگاشت که بواسطه ان دروزی ها به عقیده ای که دارند شناخته می شوند.

۵ - النقض الخفی: کتابی است که در ان حمزه همه شرایع  و أركان اسلامی را نقض کرد.

۶ – نوری بر مسلك توحید: نوشته  دکتر سامی مكارم.

در لغت نامه دهخدا نیز در مورد موسس این طایفه چنین امده است:محمدبن اسماعیل درزی ، مکنی به ابوعبداﷲ. از صاحبان دعوت برای تألیه و پرستش الحاکم بأمراﷲ عبیدی فاطمی . نسبت طایفه ٔ درزیه به اوست . گویند که او ایرانی الاصل است و در اواخر سال ۴۰۷ هَ . ق .وارد مصر شد و بخدمت الحاکم بأمراﷲ درآمد، و برای او کتابی تصنیف کرد که در آن چنین آمده است که روح آدم به علی بن ابی طالب (ع ) منتقل گشت و از او به اسلاف الحاکم بأمراﷲ حلول کرد و از یکی پس از دیگری این حلول ادامه داشت تا به خود الحاکم رسید، ابوعبداﷲ در دعوت به پرستش الحاکم بأمراﷲ با حمزةبن علی زوزنی همداستان شد و گروه کثیری از مردم به آنان پیوستند.

اما در مورد ضبط این کلمه زبیدی در تاج العروس گوید صحیح آن درزی بفتح اول است نسبت به «اولاد درزة» به معنی دوزندگان و جولاهگان ، و ذهبی در سیرالنبلاء او را لقب «دروزی » داده است . اما غزی در نهرالذهب گوید دروزیها را مردم به ابوعبداﷲ درزی نسبت می دهند با اینکه این طایفه از او اکراه دارند زیرا قائل به اموری است که مخالف اعتقادات آنان می باشد، و برخی نسبت آنان را به طیروز یکی از بلاد فارس دانند. برخی بر این عقیده اند که الحاکم او را برای نشر دعوت به شام فرستاد و وی در وادی تیم در نزدیکی جبل الشیخ فرود آمد و در زد و خوردی که با مغولان داشت به سال ۴۱۱ هَ ق . بقتل رسید. اما دروزیها تا بامروز همگی براین عقیده اند که ابوعبداﷲ درزی در اواخر عمر خود ازالحاکم برگشته و با وی دشمن شده بود، و برخی او را همان نَشْتَکین (انوشتکین ) درزی دانند که به سال 410هَ . ق . به امر الحاکم به قتل رسید. بهرحال در نام و نسب و ترجمه ٔ احوال وی مانند سایر افراد این گروه ابهامات بسیاری وجود دارد. (از الاعلام زرکلی ج ۶ ص ۲۵۹)از سیر النبلاء و تاج العروس ذیل درز) (از نهر الذهب ج ۱ ص ۲۱۴) (از خلاصة الاثر ج ۳ ص ۲۶۸) (از النجوم الزاهرة ج ۴ ص ۱۸۴) (از خطط الشام ج ۶ ص ۲۶۸).

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید