وزیر امور خارجه صدام جاسوس سیا

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in سیاسی

ساسكند عنوان مقاله  خود را این چنین انتخاب کرده بود "چگونه آمریکا هدیه انگلیس را تلف کرد". روزنامه ها پر از اخبار است و گاهی در میان خبرها و گزارش ها و حتی مقالات اطلاعات و اسرار جالبی افشا می شود  که ما را به بازنگری در داوری های گذشته وادار می کند و یا اینکه  ادراه کنندگان این نوع رسانه به دنبال ان هستند که مخاطبان خود را به چنین کاری وادار کنند تا رسالت جهت دادن افکار عمومی را به خوبی ایفا کنند. در این بین  به مطلب روزنامه ساندی تایمز برخورد کردم که اطلاعات مربوط به پیش از آغاز اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی  را مورد اشاره قرار می داد و  اطلاعات سرویس های جاسوسی را افشا می کرد. در عنوان این مقاله هیچ اشاره ای به عراق نشده است اما جزئیات این مقاله نشان از ان دارد که دلایل و توصیه های مقامات انگلیسی مبنی بر اینکه صدام سلاح کشتار دسته جمعی در اختیار ندارد از طرف امریکایی ها نادیده گرفته شده است.

نویسنده این مقاله شخصی به نام رون ساسكند است که عنوان مقاله  خود را این چنین انتخاب کرده بود "چگونه امریکا هدیه انگلیس را تلف کرد". بر اساس این مقاله سازمان جاسوسی امریکا (CIA) در سال ۲۰۰۲ موفق به برقراری ارتباط با  آقای ناجی صبری وزیر امور خارجه وقت عراق در ان هنگام شد. وی در ان هنگام گزارش غیر مستندی را به این سازمان ارائه کرد که عراق دارای برنامه مفصلی برای دستیابی به سلاح کشتار دسته جمعی است. در مقابل امریکایی ها اطلاعات وزیر امور خارجه وقت عراق را برای انگلیسی ها فرستادند که دارای مقدمه ای بود که با اظهارات و تاکیدهای مقامات رسمی عراق در نداشتن سلاح کشتار دسته جمعی در تناقض قرار داشت.

به تعبیری دیگر وزیر دولت عراق در هنگامی که داشتن سلاح کشتار دسته جمعی را نفی می کرد در گزارشش به سازمان مرکزی جاسوسی امریکا از داشتن برنامه ای برای پیشرفت دادن سلاح های کشتار دسته جمعی بیولوژیکی و شیمایی و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای سخن رانده بود. ارتباط انگلیسی ها با گزارش ناجی صبری و توصیه های که امریکا ان را نادیده گرفت، به شخصی که  در ان هنگام رئيس اداره جنوب  شرق در سازمان اطلاعات انگلیس (MI6) بود و نامش مايكل شبستر است منتهی می شود. وی به همکاران امریکایی اش در سال ۲۰۰۶ و به هنگام مطلع شدن از منبع اطلاعاتی انها می گوید اگر انگلیسی ها اطلاعات وزیر امور خارجه عراق را در کنار اطلاعات دریافتی انها از  طاهر جليل الحبوش (رئيس سابق سازمان اطلاعات عراق) کنار هم قرار می دادند، امریکایی ها هرگز وارد این جنگ نمی شدند.

ساسكند می گوید کل ماجرا در سال ۲۰۰۲ و یکسال پیش از شروع جنگ آغاز شد، هنگامی که امریکایی ها خود را با مجموعه ای از اطلاعات جاسوسی روبرو دیدند که حکایت ازان داشت، عراق یک برنامه توسعه به منظور دستیابی به سلاح های کشتار دسته جمعی را در اختیار دارد. وی می گوید در چنین شرایطی روب ريتشر، رئيس ادراه جنوب شرق ي سی آی ا در ان هنگام به انگلیس امد و خواستار کمک همکاران انگلیسی اش در این زمینه شد. ريتشر مدیران  22 مرکز جاسوسی سی ای ا در خاورمیانه را به لندن فراخواند و در ان جلسه با داد و فریاد  ضعف انها را  در  جمع اوری اطلاعات مورد انتقاد قرار داد و پس از ان جلسه با همتای انگلیسی خود شيبستر مشارکت دارد که تمام روز طول کشید. وی به نقل از ريتشر می نویسد: "انگلیسی ها در تفسیر اطلاعات جاسسوسی بسیار محافظه کار بودند. امری که به باعث شد به ان  اهمیت زیادی بدهم ، چرا که من وارد جایی شده بودم که سخن از جنگی بود که راه گریزی از ان وجود نداشت، به ویژه هنگامی که جورج دبليو بوش به ریاست جمهوری رسید.

نویسنده مقاله می نویسد ، یکسال پس از حملات سپتمبر ۲۰۰۲ امریکا به قضاوت تاریخ در آینده کرد،موجی از بزرگ بینی و تبختر را آغاز کرد و این در حالی است که تصمیمات سیاسی از اراده رئیسی سرچشمه می گیرد، که می گوید درگیر جنگی صلیبی است. نویسنده می افزاید : "جورج دبليو بوش وکاخ سفید در وقت حاضر مقوله طرح توجیه  ورود به جنگ در عراق را آزار دهنده و نامناسب می دانند." از این رهگذز نقش اداره جاسوسی انگلیس در مورد برنامه سازمان جاسوسی امریکا و چگونگی متاثر شدن انها از اطلاعات بدست امده به میان می اید. ساسكند می نویسد: " شيبستر ريتشر را از ارتباطش با  "الحبوش" آگاه می کند، در ان هنگام ريتشر،توانست از طریق ارتباطاتی که با  سعد خير، رئيس سازمان جاسوسی وقت اردن داشت، مكان مطمئنی برای ملاقات سری شيبستر والحبوش در سال ۲۰۰۳ فراهم کند.

نویسنده می گوید در این ملاقات "الحبوش"  "شيبستر" را در جریان مفصل پرونده سلاح کشتار جمعی عراق قرار می دهد. خلاصه انچه که گفته است اینست که "تلاش صدام حسین بر انست که در چشم ایرانی ها جدی و قوی بنظر برسد". نویسنده به نقل از سر ريچارد ديرلاف، رئيس سازمان MI6  که در سال ۲۰۰۷ در این مورد عنوان داشته بود، اشاره می کند که گفته بود: "ماموریت شيبستر تلاشی بود که اجازه دهید بگویم با این هدف صورت می گرفت که اوضاع را سر و سامان دهد و فتیله درگیری را پایین کشد." نوسینده معتقد است که ماموریت شيبستر به ثمر نشست و توانست به  معلومات جاسوسی مطمئنی دست یابد که حداقل برای ایجاد شک و شبهه برای آغاز به جنگ کافی بود. اما این تلاش مورد توجه و عنایت و ارزیابی مقامات امریکایی قرار نگرفت و همین امر سر اغاز شکاف نگران کننده ای در مواضع بریتانیا و امریکا داشت. نویسنده معتقد است، امریکا  توجه و بنای یک سیاست حساب شده و مطمئن را از دست داد و اداره کنندگان کاخ سفید  نه به ارزیابی اطلاعات بدست امده پرداخت  و نه به توصیه های انگلیس در این زمینه توجه کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید