نبرد بر سر مسیر لوله های نفت

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in سیاسی

با به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان  آمریکایی ها بدنبال کشیدن خطوط لوله گاز از این کشور بودند و شرکت های آمریکایی با حکومت طالبان تماس هایی در این زمینه گرفتند اما پس از انفجارهای سفارت آمریکا در شرق آفریقا این بحث متوقف شد و آمریکا بر ایجاد خط جیحان پافشاری کرد.

در سال ۱۹۹۹ آمریکا توانست نظر سه کشور گرجستان ، ترکیه و آذربایجان در نهایی سازی خط لوله نفت بدست آورد. اما سر رشته امور از دست روسیه بیرون نرفت و با افزایش قیمت نفت این کشور تلاش کرد که  کارتلی از کشورهای آسیایی و اروپایی تولید کننده نفت ایجاد کند  و نقش اوپک و بویژه عربستان را پشت سرگذارد. از طرف دیگر محدودیت های نفوذ آمریکا نیز روشن شد، گرجستان که یکی از پایگاههای آمریکاست با بی ثباتی مداوم مواجه است. از طرف دیگر روشن شد ذخایرموجود نفت در منطقه دریای خزر غیر از آن مقداری است که پیشتر اعلام می شد. خارج شدن تعدادی از شرکت ها از منطقه و خارج شدن برخی از سرمایه گذاران از جمله شکست های آمریکا بوده است.

بازی بزرگ پس از ‍۱۱ سپتامبر وارد مرحله جدیدی شد، دخالت آمریکا در افغانستان و گسترش پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی، باعث تقویت نقش آمریکا در این منطقه و بر هم خوردن موازنه قدرت به نفع آمریکا شد و روسیه بدلیل برخورد منافع با آمریکا که بیشتر از یک منطقه را شامل می شود از خود خویشتن داری نشان داد. روسیه از سقوط طالبان آسودگی یافت چراکه ثبات آن کشور به سود روسیه می باشد و همین امر موجب شد که انتقادات بین المللی در مورد اقدامات آن کشور در چچن قطع شود.

آمریکا برای کاهش اعتماد خود به نفت عربستان سعودی در تلاش است که سرمایه گذاری خود را در آسیای مرکزی و آغاز تأسیس خط باکو تفلیس و جیحان متمرکز  کند که هر چند در قانع کردن شرکت های نفتی موفق بوده است اما در قانع کردن روسیه به مشارکت در آن ناکام مانده است. اما چین منافع نفتی خود را در معرض تهدید می بیند چراکه نفوذ آمریکا طرح خط  لوله قزاقستان سین کینگ را هم چنان در حالت یک پیمان نگاه داشته است. 

اما ایران که همچنان با تحریم های آمریکا مواجه می باشد، با تقسیم حوزه دریای خزر براساس خط عمق دریا مخالفت می کند و سهم ویژه خود را ازاین امر می خواهد و به تقویت همکاری های خود با قزاقستان و ترکمنستان و افزایش توان خط لوله ترکمنستان- ایران متمرکز کرده است. این بازی مراحل مختلفی دیده است که در آن بازیگرانی چون ترکیه و پاکستان که سنگ بنایی برای تحرک خود در منطقه گذاشته بودند از این بازی کنار رفتند و امروز مجموعه بازیگران به ایران ، روسیه، چین و آمریکا محدود می شود.

با توجه به محدودیت هایی که چین و ایران دارند به حاکمیت روسیه در منطقه صحه گذاشتند و آمریکا در مقابل این اتحاد سه گانه به تقویت حضور خود در منطقه اقدام کرد. هرگونه تلاش آمریکا برای تحمیل خود در این بازی بزرگ بسته به آنست که اوضاع در افغانستان ثبات پیدا کند و روابط آن کشور با ایران به حالت عادی در آید. اولی شورش ها را خاموش می کند و دومی شکافی در اتحاد سه گانه که روسیه بدنبال ایجاد آنست از میان بر می دارد.

ذخیره های نفتی که تا کنون در دریای خزر به ثبت رسیده است، بیش از ۵۰ میلیارد بشکه می باشد که در مقایسه با دریای شمال که ۱۹ میلیارد و ایالات متحده امریکا که ۳۰ میلیارد بشکه را دارا هستند ، رقمی درخور توجه است. در طول دهه نود رسانه ها ذخایر این منطقه را ۲۰۰ میلیارد بشکه بر آورد می کردند که این امر باعث بوجود آمدن این تصور شد که این منطقه رقیب خلیج فارس است.

از سوی دیگر گاز ذخیره دریای خزر حدود ۲۵۰ تریلیون متر مکعب بر آورد می شود که با گاز موجود در امریکای شمالی که 300 تریلیون متر مکعب تخمین زده می شود، قابل مقایسه است. دریای خزر در دوران اتحاد جماهیر شوروی سابق تنها بین دو کشور تقسیم می شد و این تقسیم طبق معاهده ۱۹۴۰ می باشد که به هر کدام حق انحصاری ماهیگیری را تا ۱۰ مایلی دریا را به هر یک از دو کشور می داد.

اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق در دسامبر ۱۹۹۱، وضعیت در دریای خزر به ۵ کشور افزایش یافت که ایران|، آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و روسیه می باشند. جمهوری های استقلال یافته با توجه به فقر مالی و فنی از شرکت های بین المللی دعوت کردند که در استخراج این ذخایر نفتی  و گاز به کمک آنها بیایند. اهمیت خطوط لوله نفت در این منطقه از این نظر است که در دوران حاکمیت شوروی سابق این دولت ها قدرت انتقال انرژی مازاد خود را نداشتند. بهره گیری از خطوط لوله نفت روسیه نیز به این دلیل که این کشور در حال گذر است با مشکلات خاصی روبروست.

اولویت مسئله حمل و نقل مواد نفتی برای هر یک از طرف های موجود متفاوت است، سرمایه گذاران حفاری و تولید را در جایگاه نخست و انتقال ان را در جایگاه دوم قرار می دهند، هر چند بحث حمل اولویت خود را دارد. باید پذیرفت گذشتن خطوط لوله نفت و گاز موجب برقراری ارتباط ژئو پولتیکی بین انها می شود. از طرف دیگر برای کشیدن خطوط لوله تفت باید از توجیه اقتصادی برخوردار باشد و از درآمد زایی را با توجه به مسایل امنیتی که در منطقه وجود دارد، برخوردار باشد. کانون های بحران در این منطقه، منازعه بر سر  قره باغ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان،ناآرامی های چچن و روابط بی ثبات بین گرجستان و روسیه از یک طرف و گرجستان و جمهوری آذربایجان از طرف دیگر می باشد. مسئله دیگری که خود را به این منطقه تحمیل می کند رقابت فشرده جهانی بر سر منابع آن می باشد که بازیگران عرصه بین الملل می باشند و مهمترین انها امریکا٬ ترکیه و ایران می باشد.

در نوامبر سال ۲۰۰۱ برای حل مشکل انتقال نفت دریای خزر خط لوله ۱۵۱۰ کیلومتری که هزینه ای معادل ۲/۶ میلیارد دلار در بر داشت٬ افتتاح شد که حوزه نفت قزاقستان رابه  بندر نوروسیک روسیه در دریای سیاه متصل می کرد. از این خط لوله روزانه ۵۶۰۹۰ هزار بشکه ان از آن روسیه است. اختلاف بین روسیه و شرکت های سرمایه گذار برای افزایش ظرفبت عبور نفت به ۱/۳۴ میلیون بشکه به دلیل درخواست روسیه برای رفع اشکالات اساسی با تاخیر مواجه شد ولی به هرحال با توافق طرفین قرار است که این ظرفیت تا سال ۲۰۰۹ ایجاد شود. این توسعه با ایجاد ۱۰ دستگاه افزایش فشار و افزایش مخازن ذخیره نفت به میزان ۳/۷ میلیون اشکه تحقق خواهد یافت. هزار بشکه عبور می کند که

تعداد دیگری از شرکت های نفتی به سردمداری بی پی خط لوله باکو در آذربایجان و بندر جیهان ترکیه در دریای مدیترانه که از تفلیس و کوه های قفقاز که ارتفاع ۲۸۸۰ متری دارد٬ آغاز کرده اند. این خط لوله که ۱۷۶۰ کیلومتر می باشد٬ هزینه ای بالغ بر ۳.۶ میلیارد دلار می باشد که ۴۴۵ کیلومتر ان در جمهوری آذربایجان٬ ۲۴۵ کیلومتر در گرجستان و ۱۰۷۰ کیلومتر ان در ترکیه قرار دارد.

در ۲۵ ماه می ۲۰۰۵ این خط لوله با حضور روسای جمهور آذربایجان٬ گرجستان و ترکیه و به منظور عبور ۱۰ میلیون بشکه نفت آذربایجان افتتاح شد و ٫یش بینی می شد که صادرات ان در سال ۲۰۰۵ با ۱۵۰ هزار بشکه آغاز و در سال ۲۰۱۰ به یک میلیون بشکه افزایش یابد. این خط لوله با نارضایتی روسیه و با اصرار امریکا که مایل نبود مسیر ان از روسیه یا ایران باشد٬ کشیده شد. شرکت های که دارای امتیاز خط لوله نفت هستند در قبال گذشتن هربشکه نفت ۳.۳۰ دلار دریافت می دارند.

با اینکه نفتی که به این خط لوله پمپ می شود متفاوت است٬ اما بر اساس نظامی که برای ان تعیین شده به طالبین ان تحویل داده می شود. هم چنین با مشارکت چین خط لوله ای با ظرفیت انتقال ۴۰۰ هزار بشکه و با هزینه ۳ میلیارد دلار برای انتقال بخشی از نفت قزاقستان به مجتمع پتروشیمی دوشانری چین در سال ۲۰۰۵ طراحی و به اجرا در امد. چین و قزاقستان هم چنین در نظر دارند خط لوله ای را به طول ۳۰۰۰ کیلومتر بریا انتقال گاز به چین به سازند. این خط لوله جایگزین خطی می شود که شرکت گاز ٫روم ان را در اختیار دارد و اجازه نذاذ گاز جمهوری های مستقل از طریق ان صادر شود. این شرکت روسی سالانه ۷ میایارد متر مکعب گاز از قزاقستان برای مصرف ئاخلی خود خریداری می کند که پس از پرداخت هزینه های حمل و نقل و مالیات مبلغ ناچیزی برایش باقی می ماند.ذخیره گاز قزاقستان حدود ۱۰۰۰ تریلیون کوبیک مکعب است  که این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۰۸ تولید خود را به 80BCM  افزایش دهد.

هم چنین سه کشور بلغارستان، مقدونیه و آلبانی توسط شرکت مشترکی که تاسیس کرده اند به دنبال ایجاد خط لوله ۹۰۰ کیلومتری به ارزش ۱/۲ میلیارد دلار هستند تا ۷۵۰ هزار بشکه نفت دریای خزر را از بندر بورگاس تا بندر ولور منتقل کند.  با توجه به تمامی براوردهای به عمل آمده این نتیجه به دست می آید که صادرات نفت گاز دریای خزر از ۵ میلیون بشکه در روز در اینده نزدیک تجاوز نخواهد کرد و این معادل میزانی است که اکنون در حوزه دریای نفت شمال تولید می شود که ۷/۲ میلیون بشکه در روز است و پیش بینی می شود که در سال ۲۰۲۵ به ۴/۵ میلیون بشکه کاهش یابد.

تخمین های موسسه های مطالعات از این قرار است که تا سال ۲۰۲۵ تقاضای جهانی نفت ۴۰ میلیون بشکه افزایش خواهد و به ۱۲۵ میلیون بشکه در روز خواهد رسید. این به ان معناست که تولید نفت این حوزه انچنانکه پیشتر در مورد ان سخن گفته می شد، نیست و تنها می تواند اندکی  فشار بر تقاضای نفت از حوزه خلیج فارس را کاهش دهد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید