انقلاب، نومحافظه کاران

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in سیاسی

کتاب انقلاب نو محافظه کاران فرهنگیان یهودی و تشکیلات عمومی سیاسی توسط موری فریدمن تاریخ نویس امریکایی-یهودی نوشته شده است. این کتاب نسبت به سایر کتاب های که در مورد نو محافظه کاران نوشته شده است، متفاوت تر است. دلیل این تفاوت نخست به نویسنده آن باز می گردد که خود را منتسب به این گروه می داند و به همین دلیل  انگیزه بیشتری به او داده است  که به تشریح نظریاتش بپردازد. دومین تمایز این کتاب به آنست که سیر تاریخ فکری و سیاسی نو محافظه کاران امریکا از آغاز نیمه اول قرن بیستم  و دگرگونی های ان همراه با تحولات جامعه امریکا مورد بحث قرار گرفته است. بر این اساس این کتاب از سری کتاب هایی است که  نو محافظه کاران را از حالت گروه ناشناخته کوچکی که در داخل محافظه کاران سعی دارند، سیاست خارجی جورج بوش را در اختیار بگیرند، خارج می کند. سومین دلیل آنست که این کتاب از جریان نو محافظه کاران به عنوان جریانی که دهها و بلکه صدها نفر از متفکران و سیاستمداران و دست اندرکاران رسانه ها را در اختیار دارد ، سخن می گوید.

مبارزه در میان یهودیان امریکایی

 از دیدگاه نویسنده کتاب این مبارزه میان یهودیان لیبرال و یهودیان محافظه کار برای کنترل و رهبری ایدئولوژی یهودیان امریکایی آغاز می شود. فریدمن در مقدمه این کتاب به این حقیقت اذعان می کند که اکثریت امریکایی هایی یهودی را دمکرات های لیبرال تشکیل می دهند. وی تاثیر این اگثریت را بر آینده ایدئولوژی امریکایی های یهودی  مورد پرسش قرار می دهد. فریدمن معتقد است  جریان لیبرال بر کل یهودیان امریکا حکمفرمایی می کند این در حالیست که  در دهه بیست قرن بیستم جریان محافظه کاری بر آنها حکمفرما بود.به نوشته فریدمن اولین رییس جمهور امریکا که توانست اکثر ارای یهودیان امریکا را بدست اورد " ویدرو ویلسون"بود که در سال 1916 به این امر موفق شد. فریدمن پژوهشگران امریکایی را به اهمال بررسی تاریخی حرکات راستگرایانه متهم می کند و این اهمال را ناشی از کنترل موسسه های پژوهشی توسط نخبه های لیبرال می داند.امری که این موسسه ها را در شناخت و پیگیری تفکر و سیاست هایی راستگرایان امریکایی یهودی  ناکام گذاشت.

فریدمن در این کتاب می نویسد که روی آوردن یهودیان به لیبرالیسم در دهه های 30 و 40 قرن بیستم از تغییرات وسیع  در جامعه امریکا از جمله کسادی  فوق العاده ای  که گریبان اقتصاد امریکا را گرفته بود، ناشی  شد. ناکامی سرمایه داری وبازار آزاد و نیاز به دخالت دولت و نیاز یهودیان در حل شدن در جامعه امریکایی حتی اگر این امر در هویت دست اندازی کند از دیگر موارد تاثیر گذار بر جامعه یهودیان امریکا بود. این تحولات  پس از جنگ جهانی دوم فرصت ارزنده ای در اختیار متفکران و فرهنگیان یهودی قرار داد، موفقیت انها به ویژه پس از مهاجرت دانشمندان و متفکران یهودی از المان و اروپا به امریکا افزایش یافت. در این دوره نیویورک به عنوان مرکز تجمع یهودیان امریکا در امد. فریدمن در این کتاب می گوید موفقیت یهودیان متفکر و فرهنگی که در جامعه امریکا نیامیختند، انها را به صورت اقلیتی متمایز خارج از اقلیت پروتستانی که بر سرمایه و حکومت تسلط دارندف در آورد. همین امر باعث شد که گروه کثیری از یهودیان از آیین خود برای در هم آمیختن بیشتر با جامعه امریکا و تحول به سوی تفکر لیبرالی و سکولار در ایالات متحده امریکا فاصله گیرند.

انها به ویژه نگرانی قدرت یافتن جریان راست در امریکا بودند،  چرا که تجربه ناخوشایندی از حکومت های راست اروپا داشتند. فریدمن در این کتاب می نویسد که یهودیان بار دیگر از آغاز دهه سی به راست متمایل شدند که این امر همزمان با افزایش جایگاه یهودیان مخالف کمونیسم در امریکا بود که خواستار در آمیختن بیشتر با جامعه امریکایی و قدر دانی از آن ونفی گروه های یهودی بود که از بعضی از گروه های کمونیستی و اتحاد جماهیر شوروی سابق حمایت می کردند. مجله کومنتوری که انتشار خود را از سال 1945 اغاز کرد، تلاش کرد تا فرهنگیان یهودی را به هم نزدیک کند و از مهاجرا ن یهودی خواست که امریکا را نه به عنوان یک تبعیدگاه بلکه به عنوان محل سکونت خود نگاه کنند. لیو اشتراوس که از المان فرار کرد ودر امریکا اقامت کرد  با تکیه به فرهنگ مسیحیی غرب و طرد گروه های مخالف فرهنگ غرب، خواستار ایجاد امریکا به عنوان یک قدرت جهانی بود. فریدمن در این کتاب می نویسد حرکت یهودیان محافظه کار در سال های قبل از نیمه اول قرن بیستم به اندازه کافی قوی نبود، این تفکر در جریان های فکری حاکم بر جامعه امریکا به طور عام و در داخل یهودیان به طور خاص در  انزوا قرار داشت.

 آغاز تحولات بزرگ

 تحول در اندیشه های سیاسی که امریکایی ها در دهه های 50 و شصت قرن بیستم ان را تجربه کردند، زمینه لاتزم را برای رشد افکار نو محافظه کار و تبلور جریان سیاسی انها را فراهم کرد.

عوامل زیر در تقویت این جریان موثر بودند:

انتقاد شدید چپ گرایان جدید امریکا از زندگی امریکایی و دست اندازی  انان به موسسه های سنتی در جامعه امریکا که توسط نو محافظه کاران به دلیل انچه که فریدمن از ان به عنوان مخالفت شدید با روش انها به دلیل سست کردن روابط و ظوابط در داخل موسسه های نظام امریکا بود، سرچشمه می گرفت. فریدمن در اینجا به این ویژگی بارز اشاره می کند که نخستین نقطه هماهنگی و اشتراک نو محافظه کاران در ابراز  مخالفت انان با فرهنگ چپ امریکایی و مواضع اجتماعی و اخلاقی انها آغاز شد، می داند هر چند به دلیل بد بینی هر کدام به دیگری این اشتراک نظر به کندی رو به افزایش نهاد. عامل دیگر به مشکلات کونیستها و اتحاد جماهیر شوروی وابسته بود که ناشی از برخورد وحشیانه استالین با اقلیت های دینی در اتحاد جماهیر شوروی بود که موجب افزایش تنش، بین مسکو و غرب شد و نتیجه آن برقرار ارتباط بین نازیسم و کمونیسم توسط نو محافظه کاران شد. فریدمن معتقد است که جنگ سرد به شکل قابل توجهی در رشد جریان نو محافظه کاران موثر بود. چرا که انان با دشمنی با کمونیسم و نزدیکی با چپ امریکایی از محورهای تفکر نو محافظه کاران بود و با استمرار جنگ سرد، نو محافظه کاران بر رد کمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی پافشاری بیشتری می کردند.

آنها در مقابل موضع نخبه های لیبرال امریکایی که متمایل به اتحاد جماهیر شوروی بودند، قرار داشتند و به همین دلیل آنهعا در پی متحدان جدیدی بودند که به مقابله با خطر کمونیسم تمایل بیشتری داشته باشند. چهارم : ظهور نو محافظه کاران در سطح جامعه امریکا از طریق متفکران و مطبوعات و نوشته هایی بود که در راس آنان گروه کریستل پل بد هوریتز سردبیر مجله کومنتوری و سناتور هنری مودمان قرار داشتند. فریدمن معتقد است که رسانه های جمعی امریکا و مورخین از پرداختن و تمرکز بر رشد جریان نو محافظه کاران دقت کافی نداشته اند، چرا که به اعتقاد وی انها از آغاز دهه شصت به ایجاد شبکه های وسیعی از گروه های فکری در دانشگاه ها و موسسه ها ی بررسی امریکا اقدام کرده بودند. پنجمیم عامل گسترش جریان نو محافظه کاران به اعتقاد فریدمن فلسفه اقتصادی اجتماعی خاص انها بود که توانست انها را به جناح راست امریکا در امور اقتصادی و حقوقی نزدیک کند و به همان نسبت از جناح چپ دور شود. نو محافظه کاران دشمنی با راست سنتی را کنار گذاشتند اما در همان هنگام دخالت دولت در اقتصاد را نفی کردند.آنها  برنامه های مبارزه با فقر و حمایت از فقرا و تبعیض را از مسئولیت های نظام سرمایه داری می دانند که باید از طریق تکنوکرات ها جامه عمل پوشانده شود.

فریدمن با اشاره به اینکه اوج و افول نو محافظه کاران در دهه های پنجاه وشصت دچار نوسان بود تا اینکه تنش های بین حزب دمکرات و چپ امریکایی با  محافظه کاران افزایش یافت و در دوران کارتر این روابط به طور کلی قطع شد. جیمی کارتر در این دوره برنامه سیاسی چپ جدید را به اجرا در آورد و با افزایش شدت جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی مخالفت کرد و خواسته نو محافظه کاران را در اشغال برخی از پست های حکومتی رد کرد. از اینجا نو محافظه کاران احساس کردند که حزب دموکرات انها را رها ساخته است و این باور را یافتند که  چپگرایان جدید امریکا در جهت نادرست لیبرالیسم امریکایی در حرکت هستند. هنگامیکه انها ریگان را یافتند که به عقیده انها در افزایش تنش با شوروی ایمان داشت و انتقاد چپ امریکا را از نظر فرهنگی رد کرد، نو محافظه کاران مانعی در واگذاری رای خود به او و فعالیت در تشکیلات وی که درهای ان به روی انها باز شده بود، نمی دیدند. فریدمن در این کتاب در تلاش برای ایجاد تاریخی مدون برای نو محافظه کاران از تمامی حرکت های گذشته سعی کرد نو محافظه کاران را دارای اندیشه ای منسجم و اصولی معرفی کند و شاید این تلاش گسترده، وی را از پرداختن به سیاست انان در دوران ریاست جمهوری بوش پسر که با انتقادات فزاینده ای مواجه شده اند، بازداشته است. 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید