تحریم صادرات نفت خام ایران: چگونه ممکن است و تاثیرات آن چیست؟

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in سیاسی

تحریم صادرات نفت خام ایران: چگونه ممکن است و تاثیرات آن چیست؟ پل استیونز از پژوهشگران چتم هاوس در ارتباط با چگونگی تحریم صادرات نفت ایران و تاثیرات آن بر بازار جهانی و دیگر مؤلفه هایی که در این امر دخیل می باشد، مقاله ای را انتشار داده است که از جنبه هایی قابل تامل است. وی در مقدمه این بررسی خود می نویسد، انتظار می رود تصمیم نهایی در مورد صادرات نفت از ایران توسط تحریم اتحادیه اروپا در۳۰ ژانویه اتخاذ شود، اما هنوز جزئیات آن بروز نکرده است. این مقاله نتایج محتمل چنین تحریمی را با فرض اعمال آن مورد توجه قرار داده است. تاثیر اولیه این تحریم آنست که کشورهای عضو اتحادیه اروپا مجبور به پیدا کردن منابع جایگزین به جای واردات نفت خام سنگین از ایران خواهند بود. رقم دقیق آن نا معلوم است.

بر اساس گزارش اوپک ، ایران در سال ۲۰۱۰، ۸۹۰۰۰۰ بشکه در روز (B/D) به اروپا صادر کرده است. ، در حالی که ارقام دقیق تر در سال ۲۰۰۸ نشان می دهد که ایتالیا ، اسپانیا ، یونان و فرانسه ۵۰۰۰۰۰ بشکه در روز از ایران وارد کرده اند. همچنین هنوز در مورد شرایط دقیق تحریم، تصمیمی گرفته نشده است و این امر می تواند در سطح تاثیر گذاری آن بسیار مهم باشد. تلاش برای یافتن تامین جایگزین نفت ایران به ایجاد اصطکاک دوره انتقالی برای قیمت نفت خواهد شد. بنابراین قیمت ها برای منبع نفت خام سنگین در بازار حوضه اقیانوس اطلس افزایش خواهد یافت و حالی که ایران برای پیدا کردن خریدار جایگزین برای نفت خام صادراتی به مقصد اروپا تلاش می کند قیمت نفت در آسیا و اقیانوس آرام کاهش خواهد یافت.

در حالت کلی در چنین دوره انتقالی به احتمال زیاد حداقل برای چند ماه قیمت نفت به سمت و سوی بالاتر و نه پایین حرکت خواهد کرد. این دوره انتقالی به سرعت اعمال تحریم ها بستگی دارد و اینکه آیا موارد استثنا پذیر وجود خواهد داشت . به نظر می رسد به احتمال زیاد، تحریم ها اجازه می دهد تا قراردادهای موجود به تاریخ انقضای خود برسد. بیشتر چنین قرارداد های حداقل یک ماهه هستند، اگر طولانی تر نباشند. شماری از اعضای اتحادیه اروپا نیز به دنبال استثنا از قانون تحریم هستند. به عنوان مثال ، ایتالیا اصرار دارد که هر گونه تحریم نفت ایران شرکت آنی را شامل نشود تا بتواند ۲ میلیارد دلار بدهی ایران را تسویه کند. یونان نیز که برای با توجه به اینکه برای بیش از یک سوم واردات نفت خود به ایران وابسته است و در شرایط مطلوب اقتصادی نیست، نیز خواهان جایگاه ویژه ای است. این جستجو برای جایگزینی نفت ایران را باید بر تحریم های اعمال شده بر واردات نفت سوریه که میزان یکصد و پنجاه هزار بشکه است و از ماه سپتامبر وضع شد اما تا اواسط ماه نوامبر به طور کامل به اجرا در نیامد. چه کسی ممکن است و یا اینکه بخواهد نفت ایران را جایگزین کند؟ دوره انتقالی و هم چنین قیمت نفت به اینکه چه کسی دیگری مایل است، نفت ایران را جایگزین کند وابسته است.

لیبی سریعتر از آنچه که انتظار می رفت به تولید نفت بازگشت. در اوایل دسامبر بی بی سی گزارش داد، شرکت ملی نفت لیبی ادعا کرد که تولید ان به ۸۴۰ هزار بشکه در روز رسیده است و انتظار می رود که به تولید قبل از جنگ لیبی در پایان سال ۲۰۱۲ برسد، اگر چه بسیاری این امر را خیلی خوشبینانه می دانند. بهر حال نفت خام لیبی سبک است در حالیکه نفت واردتی اروپا از ایران سنگین و شور است و این امر ممکن است تأثیرات متفاوت موقتی را در برداشته باشد. این امر همچنین می تواند تحریم وضع شده بر نفت خام سنگین سوریه را تشدید کند. واضح ترین منبع تأمین نفت، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواهند بود که ظرفیت قابل توجهی را برای تولید نفت خام سنگین دارند. در پایان سال ۲۰۱۱ این میزان ۲۹/۲ میلیون بشکه در روز از عربستان سعودی، ۲۲۰ هزار بشکه از امارات متحده عربی و ۲۰۰ هزار بشکه در روز از کویت می باشد. در حالیکه این کشورها دارای قابلیت جایگزین کردن صادرات نفت ایران به اروپا هستند با در نظر گرفتن تاخیر های لجستیکی به تمایل آنها به انجام چنین کاری روشن نیست. عربستان سعودی به طور رسمی اعلام آمادگی کرده است که به تأمین جایگزین نفت یران اقدام خواهد کرد.

به هر حال اگر عربستان به این امر اقدام کند، سهمی از بازار ایران را از آن خود خواهد ساخت. این اقدام توسط ایران به عنوان یک اقدام فوق العاده خصمانه دیده خواهد شد. در دوازدهم دسامبر، دو روز پیش از اجلاس اوپک در وین، شاهزاده نایف ولیعهد عربستان سعودی (وی همچنین وزیر کشور و مسئول امنیتی بوده است) با حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ایران در ریاض دیدار کرد. نتایج اجلاس بین رؤسای سازمان های اطلاعاتی دو کشور روشن نیست. خبرگزاری عربستان سعودی که گزارش این را داده است، به سادگی عنوان کرد دو کشور موضوعات مشترک که موجب نگرانی دو کشور است، مرور کردند. بهرحال، در تاریخ ۱۴ دسامبر در اجلاس اوپک توافق به سرعت در مورد سقف ۳۰ میلیون بشکه نفت در روز حاصل شد. ناظران اشاره به ان داشتند که هیئت نمایندگی ایران برخوردی آرام داشت که این امر به سادگی حکایت از توافق پشت پرده با عربستان سعودی بوده است که ان کشور به پر کردن خلاء نفت ایران در بازار در مقابل حمایت ایران در اوپک اقدام نخواهد کرد. بهر حال ال سعود باید در منطقه زندگی کنند و این در حالی است که رفتار در برابر واشنگتن با سوء ظن عمیق بدنبال خالی کردن زیر پای مبارک که از سوی ریاض به عنوان عملی خارج از نزاکت دیده می شود. همزمان نفت ایران ۸۰ درصد ارز خارجی ایران و ۵۰ درصد درآمد های ایران را تشکیل می دهد.

روشن ترین گزینه ایران فروش نفت به سیاست، اگر چه این به معنای آنست که شرایط مطلوبتری را باید ارائه دهد. این امر می تواند دوره انتقالی قیمت نفت را که ناشی از تحریم اروپا باشد، پیچیده تر کند. درباره تاثیر و مدت زمان این دوره به اقدامات تحریمی امریکا و اروپا وابسته است. برای مثال، با در نظر گرفتن وضعیت در کره شمالی، هر دو کشور کره جنوبی (۲۳۰ هزار بشکه نفت از ایران وارد می کنند) و ژاپن (۵۲۰ هزار بشکه در روز ) در مقابل فشار امریکا برای پیوستن به تحریم ها علیه ایران دچار مشکل هستند. ژاپن اخیرا به طور فعال به دنبال راه هایی برای کاهش واردات نفت در ایران بوده است.

در یک نگاه عمیق تر، چشم انداز تحریم بین المللی نفت ایران به طور گسترده ای بعید به نظر می رسد. دو کشور دیگر تولید کننده عمده نفت ایران چین با ۴۳۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۰۸، هند با ۴۱۰ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۰۸ کمتر به نظر می رسد که واردات ایران را متوقف کنند. هر دو کشور در شورای امنیت سازمان ملل هستند و هر قطعنامه شورای امنیت که هدف ان تحریم نفت ایران باشد به طور قطع با شکست مواجه خواهد شد. روسیه نیز از هفتم دسامبر، از خود نشانه هایی را ارائه داده است که با هر تحریم سازمان ملل که اساس ان انگیزه های سیاسی باشد مخالفت خواهد کرد و عنوان داشته است که این امر نباید شامل بخش صادرات انرژی باشد. این یک نقطه نظر سیاسی مهم است چرا که می خواهد اعتبار خود را به عنوان یک تأمین کننده انرژی پیشرفت دهد. بهر حال نشانه هایی وجود که وارد کنندگان آسیایی کمتر به طرف ایران تمایل دارند. در ماه ژانویه چنین روشن شد که چین ۵۰ درصد از واردات نفت خود از ایران را کاهش داد این امر به طور عمده به دلیل اختلاف بر سر قیمت بوده است. این امر نشان دهنده ان است که ایران باید تخفیف عمده ای را برای نفت صادراتی خود بدهد که این امر موجب کاهش درآمد آن خواهد شد. بهرحال قیمت ها همچنان بالای یکصد دلار در هر بشکه است. بنابراین به نظر نمی رسد این امر یک مشکل جدی برای اقتصادی ایران باشد و از این نگاه دوره انتقالی بر سر قیمت نفت به نظر نمی رسد که مهم باشد.

"بازار نفت جهانی" یک حوضچه بزرگی است، قیمت نفت به سرعت حتی برای آنهایی که خود را بیرون از آن می بینند، شکل گرفته است. هم چنین نشانه هایی وجود دارد که حکایت از ان دارد، بازار نفت قیمت های با تخفیف را با اعلام اتحادیه اروپا در تحریم نفت بر اساس دیدگاه شرکت های وارد کننده، شاهد بوده است. چگونه ممکن است ایران به تحریم نفت خود توسط اتحادیه اروپا واکنش نشان دهد؟ تحلیل چنین فرض کرده است که ایران به سادگی و بدون واکنشی تحریم های اتحادیه اروپا را می پذیرد. این امر فوق العاده بعید به نظر می رسد و لازم است گزینه هایی که ایران ممکن است در نظر داشته باشد را مورد توجه قرار دهیم. اخیرا تردید های زیادی وجود داشت که توسط گروهی مورد تشویق قرار گرفت اما نه همه حاضران در ساختار قدرت در ایران نظرشان بر بستن تنگه هرمز در پاسخ به این اقدام نیست.

اما هر گونه تلاشی که در مورد حمل و نقل از تنگه هرمز دخالت کند، موجب تحریک به واکنش خواهد شد. واکنش، به مخاطره قرار گرفتن جدی حمل و نقل از تنگه هرمز، به سرعت موجب افزایش خطر و مبادله اتش بین ایران و امریکا و خواهد شد که بعدا حمایت متحد ین آنها را به همراه خواهد داشت . دو دلیل برای اینکه چرا بنظر نمی رسد چرا ایران به طور جدی به بستن تنگه هرمز اقدام کند، وجود دارد. اول اینکه هر گونه تلاشی برای بستن تنگه هرمز به طور برابر توانایی ایران را در صادرات نفت که اقتصاد این کشور به آن وابسته است، لطمه خواهد زد. دوم تلاش جدی و معتبر برای بستن تنگه هرمز "سلاح بزرگ" ایران در امر که امریکا (یا اسرائیل) به ایران حمله نظامی خواهند کرد یا نه خواهد بود. تهدید بستن تنگه هرمز، عامل بازدارنده اصلی در مقابله با حمله نظامی است. این امر مورد نیاز نیست چرا که ایران می تواند تنگه هرمز را ببندد، مواجهه نظامی با امریکا تنها می تواند یک نتیجه داشته باشد و ان اینکه نفت در نهایت به جریان خود ادامه خواهد داد.

محدود کردن عبور نفت از تنگه هرمز یک تهدید واقعی برای اقتصاد جهان است و به آسانی می تواند ان را انجام دهد. این امر در دوره جنگ بین ایران و عراق تحت عنوان "جنگ نفت کش ها" شدت یافت. بهرحال، اعلام ایران به این اقدام نشان از تمایل ایران به بستن تنگه هرمز توسط شماری از اقدامات معتبر حمایت شد، می تواند به افزایش قیمت نفت به سطوح بالاتری شود. این امر می تواند نتایج جدید برای اقتصاد جهانی داشته باشد، بویژه در شرایط فعلی که چشم انداز نامطمئن برای منطقه یورو و خروج از رکود اقتصاد جهانی وجود دارد. بنابراین این یک کارت بسیار قوی است که بنظر نمی رسد ایران در اول بازی ان را رد کند. بهر حال ایران گزینه های دیگری را برای واکنش نشان دادن در اختیار دارد. این کشور می تواند فشار بیشتر را برای افزایش قیمت نفت از طریق افزایش بی ثباتی در عراق دنبال کند. این بی ثباتی از هنگامی که نیروهای امریکایی خروج خود را از عراق تکمیل کردند، ظاهر شد و گروه شیعه حاکم جنگ بالفعل را علیه سنی ها آغاز کردند.

این امر به طور قطع موجب مشکلاتی برای صادرات نفت عراق خواهد شد. ایران هم چنین می تواند مشکلاتی جدید برای نیروهای ناتو در افغانستان به وجود آورد و همینطور می تواند فشار فوق العاده ای را بر صادرات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس وارد کند که حداقل بتواند پیشنهاد جایگزین صادرات نفت ایران به اروپا کُند، کند. در بدترین وضعیت ایران می تواند تاسیسات صادراتی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را تهدید کند. برای مثال پالايشگاه ابقیق عربستان سعودی که روزانه تا ۶ میلیون بشکه نفت را صادر می کند در تیر رس موشک های ایران قرار دارد. هم چنین باید انتظار واکنش علیه کشورهای اتحادیه اروپا که تحریم ها را گسترش می دهند باشیم. آنچنانکه در مورد انگلیس با توسعه تحریم ها به بخش مالی ایران شاهد آن بودیم. حتی احتمال اقدامات لاکربی گونه که توسط عوامل دولتی صورت بگیرد، وجود دارد. بازار نفت چگونه ممکن است واکنش نشان دهد؟ تحلیل چنین فرض کرده است که بازار در هنگامی که اتحادیه اروپا به تحریم نفت جنبه رسمی دهد به صورت منطقی پاسخ دهد. پیش بینی این امر همواره دشوار است.

مدیران مالی که بازیگران اصلی بازارهای بورس هستند، در زمینه اشتباه خوانی آنچه در بازار نفت روی می دهد، رسوا هستند. انها به نظر می رسد از اواخر ژانویه، تحریم های پیش رو را که انتظار ان می رود علیرغم قدرت نمایی ایران اعمال کرده باشند. بنابراین عملکرد آنها بیشتر به این امر بستگی دارد که چگونه به واکنش های ایران پاسخ خواهند داد. این واکنش شامل تهدیدهای معتبر در مورد گذر نفت تنگه هرمز نیست. امکان پذیر خواهد بود که بازار ممکن است واکنش نشان ندهد. خیلی از موارد که در بالا مورد بحث قرار گرفت ممکن است بدون تذکر پیش بیاید. نتیجه گیری تاریخ نشان داده است که از حرکت ملی ایرانی ها در سال ۱۹۵۱ و رویدادهای که به سرنگونی محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ منجر شد، تحریم نفت ایران، کارگر نبوده است. بازار نفت بین المللی بسیار سنجیده و با بازیگران متعدد و گزینه های بسیاری است که می تواند حواله ها را در ابهام نگه دارد. تاریخ پر از مواردی است که تحریم های نفتی با شکست مواجه شده است. از کوبا، رودزیا، افریقای جنوبی تا تحریم نفت اعراب و تحریم نفت عراق پس از سال ۱۹۹۰ را می توان عنوان کرد. هم چنین باید مطرح کرد، تحریم صادرات نفت ایران توسط اتحادیه اروپا به طور گسترده موفقیت احمدی نژاد را که در حال حاضر تحت فشار فزاینده ای قرار دارد، بویژه در آستانه انتخابات مجلس که قرار است در ماه مارس برگزار شود، افزایش خواهد داد. درصد بیکاری هم چنان بالاست و نرخ تورم نیز در چنین حالتی قرار دارد. وضعیت با از بین بردن یارانه ها در دوازدهم ماه گذشته تشدید شده است.

اضافه بر آن طی چند هفته گذشته ارزش ریال ایران در برابر دلار به طور دراماتیکی کاهش یافته است (در یک دوره پیش از آنکه دوباره بتواند ارزش خود را بازیابد، ۳۰ درصد ارزش خود را از دست داد. ) این امر اعتبار دولت را از بین برد و بر مشکل تورم در کشور افزود. اتحادیه اروپا با تحریم نفت ایران و قرار دادن ان در عمق سیاست ایران موجب آن خواهد شد که مردم به حمایت از رژیم برآیند. اقدام مؤثری برای افزایش فشار بر ایران برای ایالات متحده می تواند درخواست از کشورهای اروپایی برای تحریم مبادلات مالی با ایران باشد. در آغاز سال ۲۰۱۲ امریکا قانونی را گذراند که بر اساس ان معامله با بانک مرکزی ایران را ممنوع می کند. در ۱۸ ماه گذشته، دسترسی ایران به اتحادیه اروپا محدودتر شده است. به طور قطع این اقدام تأثیر منفی بیشتر بر اقتصاد ایران نسبت به قانون تحریم ایران و لیبی قانون ILSA در سال ۱۹۹۶ باشد.

به هر حال تحریم بخش مالی ایران می تواند منابع درآمدی ایران از نفت را متأثر کند. ممکن است وارد کنندگان نفت ایران به روش مبادله کالا روی آورند که با این اقدام می توانند سیستم فعلی مالی را نادیده بگیرند. این به طور روشن گزینه ای برای چین است. هم چنین روش دیگر استفاده از سیستم مالی بانک های نظیر امارات عربی متحده است که می توانند در حواله های مالی ابهام را ایجاد کنند. در حالیکه هیچ روشی برای محدود کردن درآمدهای نفتی ایران کامل نیست. دستکم تحریم های بخش مالی موجب تحریک به اندازه ای نخواهد شد که تحریم صادرات نفت ایران موجب واکنش منفی مردم شود -اگر چه هر دو اقدام به عنوان حمله به ایران دیده خواهد شد- علیرغم مشکلات با تحریم مالی حداقل این نوع تحریم می تواند فشارهای بر ایران وارد کند که تحریم واردات نفت ایران نمی تواند انجام دهد. تحریم نفت ایران نمی تواند به تنهایی نتیجه برسد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید