Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 100 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 103 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/session/session.php on line 836 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 بررسی مطبوعات
Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 841 Warning: ini_set() has been disabled for security reasons in /home/golsharifi/public_html/libraries/joomla/language/language.php on line 863

نابودی ملت ها در قرن بیستم

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in بررسی مطبوعات

روبرت کوپر در مجلات تخصصی از مشاوران نزدیک تونی بلیر یکی از طرفداران پر و پا قرص دخالت نظامی آمریکا و کشورهای اروپایی در مناطق بحرانی با بهانه حفظ صلح جهانی بود.

کتاب نابودی ملت ها مجموعه بحث های کارشناسی است که توسط مؤلف آن روبرت کوپر در مجلات تخصصی انتشار  یافته بود. کوپر که از سیاستمداران  انگلیسی است و از مشاوران نزدیک تونی بلیر نخست وزیر پیشین انگلیس  بود، از جمله وی یکی از طرفداران پر و پا قرص دخالت نظامی آمریکا و کشورهای اروپایی در مناطق بحرانی با بهانه حفظ صلح جهانی بود و جنگ علیه عراق تحت همین پوشش در سال ۲۰۰۳ صورت گرفت.

وی در کتاب خود تلاش می کند تا از نظر قانونی و اخلاقی ، عملیات نظامی  را توجیه کند و آن را امری ضروری  برای تضمین و برقراری صلح بین المللی بشمارد. نقش کوپر در سوق دادن تونی بلیر به اتخاذ تصمیم همراهی با آمریکا و ورود به جنگ مهم بود ،  امری که حتی در داخل خود انگلیس نیز موجب اختلافات دامنه داری که به کناره رفتن تونی بلر از رهبری حزب کارگر شد. کتاب آقای کوپر شامل سه بخش وضعیت جهان ، شرایط صلح در قرن بیست و یکم و اروپا و آمریکا می باشد.

آقای کوپر در پایان کتاب خود از صلح آمریکایی می نویسد و در این بخش از سیاست آمریکا در استفاده از نیروی نظامی برای آنچه وی از آن تحت عنوان استوار کردن ارزش های دمکراتیک و برقراری صلح در مناطق آشوب زده جهان نام می برد،  دفاع جانانه ای می کند. وی در مقدمه کتاب خود می نویسد جهان امروز با دو عامل آشوب و تکنولوژی مواجه است و این دو عامل مخرب تاریخ می توانند هر کدام دیگری را تقویت کنند. وی می نویسد در قرن های  گذشته تعصبات قومی و ملی، ایدئولوژی های فکری و دینی به ظهور رسیدند که زمینه های تخریب و نابودی را فراهم ساختند.

کوپر گسترش تروریسم و سلاح های کشتار دسته جمعی را از عواملی بر شمرد که جهان غرب در حال از دست دادن کنترل خود بر آن می باشد. وی معتقد است دگرگونی و پیشرفت سلاح های کشتار دسته جمعی خارج از حوزه  کشورهای پیشرفته و صنعتی ودر کشورهای کوچک امری است که ثبات کمتری  به همراه خواهد دارد و  نتیجه گیری وی آنست که این امر به نفع افراد تروریست خواهد بود. وی معتقد است اگر این وضعیت پیش آید تنها کشورهای غربی بلکه تمام جهان که خواستار برقراری نظم جهانی هستند با  تبعات منفی آن مواجه خواهند شد.

اشکالی که کوپر مطرح می کند آنست که جهان با  حرکت های ایدئولوژیکی ی مواجه است که می تواند تبعات ویرانگری داشته  باشد،  هر چند که زمینه  شکل گیری و اوج گیری آن ، ظلم های و ستم های باشد که به حقیقت روی داده باشد و آن  را توجیه کند. وی معتقد است از این پس گروه های کوچک قادر خواهند بود  زیان هایی  وارد کنند که پیشتر ارتش ها یا حرکت های انقلابی نمی توانستند آن را ایجاد کنند. وی می نویسد یک گروه تروریستی با داشتن یک بمب اتمی یا ایدئولوژیکی می توانند باعث نسل کشی وسیعی شوند که حتی امکان تصور آن نیز وجود ندارد.

وی بروز دگرگونی و پیشرفت در جهان ارتباطات را که ایجاد حرکت های جدید ایجاد ثروت و ابتکارات را به همراه دارد را مورد اشاره قرار می دهد و در عین حال عنوان می دارد که این جهش می تواند باعث  کابوسی در کشورهایی که در آن خشونت حکمفرماست شودگردد. وی در اینجا به تمدن اشاره می کند و می نویسد در صورتیکه تمدن و نظم جهانی از کنترل خشونت بر نیاید در این صورت تمدن و نظمی برقرار نخواهد ماند. کوپر در اینجا به صلح آمریکایی اشاره می کند و می نویسد صلح آمریکایی بیشتر صلحی نظامی است تا یک صلح امپریالیستی ، وی می نویسد این پیمان ها از اصول می باشد و نه پیمانی بین روسای دولت ها  و سرکنسول ها.

وی بر این ایده پافشاری می کند که دنیا در حال حاضر به شدت نیازمند یک امپراطوری جهانی است.  پیش از این استراتژی جهانی آمریکا، استراتژی توازن قوا بود که بر اساس آن سیاست خارجی آمریکا بین هم پیمان و دشمن عمل می کرد. وی در این امر از این هم  فراتر می رود و می گوید از آن جایی که دولت منبع تروریسم نیست و جامعه در این زمینه نقش دارد معتقد است باید سیاستی در پیش گرفته شود تا سیاست داخلی و حکومت کشورها را در این زمینه  جهت داد. تا دهه گذشته دولت ها یا قبائل  شکست خورده به عنوان مشکلی برای همزیستی قلمداد می شدند و  نه ایالات متحده که در ورای اقیانوس جایگاه ایمنی بود. اما در شرایطی که امکان تهدید تمامی نواحی جهان وجود داردف اولین اقدام ایجاد خط دفاع خارجی نیست بلکه چنانکه به حکومت جورج بوش گفتم «استراتژی پیش برنده برای آزادی است».

عقیده نویسنده براین اساس بود که استراتژی حتمی سیاست خارجی گسترش دموکراسی و دولت های لیبرالی است. وی تأکید می کند هرچند این امر نمی تواند مشکل ما را حل کند اما بهترین گزینه ای است که در حال حاضر به آن می توان فکر کرد و با ارزش  و منافع اروپا وآمریکا نیز سازگاری دارد. وی می نویسد یکی از راه های کاهش خشونت ، اطمینان یافتن از آنست که مردم برای رسیدگی به تظلمات خود از روش های سیاسی شفاف وعادلانه ای برخوردار هستند. کوپر در عین حال مشکل را در این می بیند که این سیاست امپریالیسم در دورانی رخ می دهد که عصر امپریالیسم گذشته است.

وی نظریه ترومن از رؤسای جمهور آمریکا را که  روش نجات جهان از حکومت های استبدادی را  بنیان نهادن نظم و نظام آمریکایی می داند یاد اور می شود و می نویسد د از این طریق می توان به بقای خود ادامه داد. به زعم وی این امر اقدامی است که پس از پایان جنگ سرد هویدا شد و گسترش بازارهای آزاد و سرعت آن نشان از پیروزی همه جانبه غرب داشت. وی می نویسد این امر با حوادث ۱۱ سپتامبر بکلی تفسیر پیدا کرد و اکنون پیاده کردن دموکراسی یک امر حتمی است اما مشکل در چگونگی دستیابی به آنست. یکی از پاسخ ها، بهره گیری از نیروی نظامی است. نویسنده بهره گیری از آن را ضروری می داند و می نویسد، طاغیان حاضر به استعفا نیستند. وی در عین اینکه به اقدامات نظامیگرانه مشروعیت می دهد، بازسازی سیاسی را دشوارتر می داند و نویسنده بدون نام بردن عراق یا افغانستان روند سیاسی در این کشورها را در ذهن خود مرور می کند و ان را به رشته  تحریر در می آورد.

وی می نویسد آمریکا در جاییکه دخالت نظامی کرد و برای مدتی طولانی در آن جا باقی ماند مثل  اروپا یا بعضی از مناطق آسیا، دموکراسی به طور کامل برقرار شد اما دخالت نظامی در جای دیگر  با عقب نشینی همراه بود و بی نتیجه بود مانند  کشورهای آمریکای لاتین. بر این اساس از دیدگاه کوپر مشکلات خاورمیانه و آفریقا در دخالت گسترده آمریکا نیست بلکه مشکل در کمی زمان دخالت در آن می باشد و همین امر موفقیت دموکراسی را آن چنانکه در اروپا و مناطق آسیا تضمین کرد نمی تواند در این دو منطقه به همراه داشته باشد. وی سپس به امر دیگری اذعان می کند که این کشورها هر چند نمی توانند با موفقیت دموکراسی وارداتی را هضم کنند اما می توانند از امنیت برخوردار شوند و این امر می تواند پیشرفت را برای آنها به همراهداشته باشد.

وی سپس با اشاره به سنگینی مأموریت صلح آمریکایی می نویسد آمریکا به تنهایی نمی تواند از پس این کار برآید و لازم است که اروپا نقش خود را در این زمینه ایفا کند و کشورهایی همانند هند نیز وارد صحنه برای یاری دادن به آمریکا شوند. کوپر باز تأیید می کند همانگونه که دموکراسی را از خارج نمی توان تحمیل کرد امنیت را نیز نمی توان تحمیل کرد و بر همین اساس مهمترین تلاش ، تلاش محلی خواهد بود. نمونه موفق آن پیمان آتلانتیک شمالی است که توانست امنیت و پیشرفت را برای کشورهای اروپایی فراهم آورد و برای بدست آوردن هرگونه پیشرفتی در آفریقا لازم است با اتحادیه آفریقا و در خاورمیانه با جامعه کشورهای عربی و با مشارکت  آنان سیاست ها را پیش برد. آنچه که نویسنده در پایان به آن می رسد در برخی موارد با اصولی که در مورد نیاز به دخالت نظامی از آن سخن می گوید در تضاد می باشد.

جبهه پاکستان: درگیری با گروه های مسلح اسلامی

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in بررسی مطبوعات

نتایج بر آمده از زدن برج های تجارت جهانی٫ دولت پاکستان را ناگزیر کرد موضع خود را تغییر دهد و با امریکا علیه دولت طالبان و گروه های مسلح در افغانستان و پاکستان بجنگد. در کتاب جبهه پاکستان که نوشته زاهد حسین است ارتباط بین سازمان اطلاعات پاکستان و حرکت های جهادی از دهه هفتاد و پس از اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی مورد بحث قرار گرفته است. در این دوره  ده ها گروه مسلح در افغانستان و کشمیر تشکیل و رشد یافت که عملیات انها بخش هایی وسیعی از جهان کشیده شد.اوج  عملیات این گروه ها حمله به برج های مرکز تجارت جهانی در نیویورک بود که جنگ و اشغال افغانستان از پیامدهای آن بود.

نتایج بر آمده از زدن برج های تجارت جهانی٫ دولت پاکستان را ناگزیر کرد موضع خود را تغییر دهد و با امریکا علیه دولت طالبان و گروه های مسلح در افغانستان و پاکستان بجنگد. در بخش  اول كتاب نویسنده چگونگی اتحاد بین  سازمان جاسوسی پاكستان و گروه های افغانی وپاكستانی را تشریح می کند و پس از ان  دلایل چرخش یکصد و هشتاد درجه پاكستان را در مقابل این گروه ها توضیح می دهد.نویسنده می گوید اداره اطلاعات ارتش پاكستان یکی از با نفوذترین سازمان های این کشور است که سیاست های پاکستان و اجرای ان را رقم می زند. نفوذ این اداره از نیمه دهه هفتاد و بعد از جدایی بنگلادش واحساس نگرانی پاكستان فزونی یافت و با به قدرت رسیدن ضیاء الحق٫ هماهنگی با گروه های افغانی مخالف حکومت کمونیستی افغانستان به این اداره واگذار شد. (اما در اصل ماموریت انها از دوره بوتو و به ویژه بعد از کودتای محمد داود خان علیه ظاهر شاه اغاز شد). این دوره با افزایش گرایش های اسلامی در  اموزش و سیاست بود.

در  پاكستان گروه های متعدد اسلامی وجو دارد که به کارهای تبلیغاتی و تعلیم و کارسیاسی منظم می پردازند. مولف کتاب می نویسد که اداره اطلاعات نظامی پاکستان ارتباط و حمایت خود از گروه های مسلح در افغانستان را به كشمیر٫ هند و بوسنی و هرزگوین افزایش داد و در سال ۱۹۹۴ تصمیم گرفت که حرکت طالبان را که درحال اوجگیری و گرفتن جایگاه دو حزب عمده افغان حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و جمعیت اسلامی برهبری برهان الدین رهبانی، تحت پوشش خود قرار دهد.

این اقدام بر اساس دیدگاه ژنرال نصر الله باربار وزیر کشور حكومت بوتو شکل گرفت که اعتقاد داشت طالبان متحد مناسبی به جای متحد تاریخ شان حكمتیار است و می تواند صلح را به کشوری که جنگ سر تا سر ان را فرا گرفته است بازگرداند. به عقیده وی این گروه در دراز می تواند منافع همه جانبه پاکستان را تامین کند. اغاز ارتباط اداره اطلاعات ارتش پاکستان با طالبان به هنگامی باز می گرددکه این کشور از طالبان برای تامین عبور یک کاروان از کامیون ها از قندهار به  تركمنستان کمک خواست و شاید این کاروان به عنوان محکی برای کشیدن خط نفت و گاز از اسیای مرکزی و دریای عمان به پاکستان بود.

سیاست گذاران امریکایی در اسلام اباد نیز بر این حرکت نو پا برای قیام یک حکومت مرکزی قوی حساب می کردند که می توانست عبور خطوط لوله نفت و گاز از افغانستان را تضمین کند. سازمان ملل نیز با این نظر به دو کشور امریکا و پاکستان ملحق شد تا بتواند عملیات کمک و بازسازی را در این کشور پیگیری کند. طالبان با این پشتیبانی ها به سرعت اوج گرفت و توانست بر شهر قندهار تسلط یابد و ملا محمد عمر به عنوان رهبر این حرکت شناخته شد.

نویسنده می گوید دهها تن از افسران ادراه اطلاعات پاکستان در کنار طالبان در هدایت عملیات و سیاست گذاری انها مشارکت داشتند. اداره و هماهنگی عملیات توسط سرهنگ سلطان امام که پست سر کنسول پاكستان در قندهار را بر عهده داشت، صورت می گرفت. سطان بواسطه شناخت طولانی اش از مجاهدین وبدلیل تدین و ظاهرش که با حالت افغان ها همخوانی داشت در هماهنگی و عملیات و تجهیز طالبان به اسلحه و آموزش آنان موفق عمل کند و به عنوان مشاور اصلی حرکت طالبان در امد. سلطان برای یک دوره طولانی طالبان را در توسعه نفوذ و تسلط بر مناطق وسیعی از افغانستان کمک کرد.

اما حوادث یازدهم سپتامبر ناگهان همه چیز را تغییر داد و به عقب بازگرداند. مشرف رئیس جمهور پاكستان دو روز پس از این حوادث نامه ای از امریکا توسط ویندی چامبرلن، سفیر امریکا در اسلام اباد دریافت داشت که حاوی مجموعه ای از خواسته های سریع و قاطع بود. از جمله این خواسته ها توقف عملیات سازمان القاعده در مرز پاكستان٫ منع عبور سلاح وپشتیبانی لجستیکی از  پاكستان، اجازه پرواز و فرود به هواپیماهای امریکایی در حریم هوایی پاکستان٫ استفاده از پایگاه های هوایی و دریایی و مرزی پاكستان، دریافت معلومات فوری از ادراه اطلاعات و سازمان مهاجرت٫ منع هر گونه پشتیبانی از عملیات ضد امریکایی و متحدانش، قطع سوخت رسانی به طالبان، منع داوطلبان پاكستانی از رفتن به افغانستان، قطع روابط سیاسی با طالبان و کمک به امریکا در نابودی شبكه القاعده بود. مشرف در گفتگوی خود با بوش قول  اجرای همه این خواسته ها را داد .

همکاری پاكستان برای امریکا بسیار مهم بود و شاید اگر این همکاری ها در میان نبود، امریکا نمی توانست این چنین فعال عمل کند و به دریافت اطلاعات مورد نیازش از اداره اطلاعات پاکستان ادامه داد. مؤلف می گوید این تحول در موضع پاكستان٫ ارتش را دچار سردر گمی کرد و حتی امریکایی ها چنین احساسی را داشتند٫ چرا که پاکستان پیش از ان با سیاست امریکا در قبال افغانستان وطالبان به شدت مخالفت می ورزید و مشرف به صورت علنی طالبان را مورد ستایش قرار می داد.

با اغاز فروپاشی سریع طالبان، بوش بر اساس خواسته مشرف از نیروی متحد شمال خواست تا ورود نیروهای خود به کابل را چند روزی به تاخیر اندازند تا فرصت کافی برای خروج کسانی که مایل هستند چنین اقدامی را انجام دهند فراهم آید تا از عملیات احتمالی انتقامی جلوگیری شود. مؤلف می نویسد پاكستان از تسلط نیروهای شمال بر افغانستان خشنود نبود.

پرویز مشرف در دوازدهم ژانویه سال ۲۰۰۲ یعنی چهار ماه پس از این حوادث 5 گروه اسلامی افراطی  پاكستان را که عسكر طیبه، جیش محمد، حركت جهاد اسلامی، وجماعت انصار را غیر قانونی اعلام کرد. این گروه ها  از جمله سازمان های بودند که هدف انها آزاد سازی کشمیر  از اشغال هند، بر پایی حکومت اسلامی پشتو در  افغانستان و  انجام  عملیات نظامی در هند را بود.

اما قدرت ین گروه ها که در ارتباط با اداره اطلاعات پاکستان بودند، تغییر پیدا نکرد و تنها حالت مخفیانه به خود گرفت.این گروه ها هم چنین پایگاه های اموزشی خود را از پاکستان به افغانستان انتقال دادند. این گروه ها هم چنین با مدرسه های دینی و حرکت های افغانی و گروه های عربی که به افغانستان برای جهاد علیه اتحاد جماهیر شوروی در ان هنگام امده بودند، در امیختند و در عین حال برخورد داخلی نیز بین شیعیان و سنی ها نیز ابعاد تازه ای به خود گرفت و برخی از افسران ارتش نیز به دنبال یک کودتای نظامی بودند که هدف ان سیاستمداران حاکم بر کشور بود.

به همین دلیل به یکباره این گروه ها با تحولات عمده ای مواجه شدند و از انها خواسته می شد که با شرایط جدید خود را هماهنگ سازند که این امر عملا با اهداف و سیاستی که بر اساس ان شکل گرفته بودند کاملا متفاوت بودکه از ان جمله توقف حملات به نیروهای هند،توقف عملیات نظامی در کشمیر، قطع همکاری با طالبان و عملیات در افغانستان بود. این اقدامات حکومت مشرف را در یک بحران عمیق و جدی وارد کرد و پاکستان را صحنه خشونت و برخورد های مسلحانه جدیدی کرد و مشرف هدف سوء قصد قرار گرفت.

نویسنده معتقد است پس از سقوط طالبان جنگ به پاكستان، منتقل شد و جنگجویان طالبانی و متحدان انها به قبائل پشتون که در مرزهای افغانستان و پاكستان زندگی می کنند ، پناه اوردند. وی می نویسد که اداره اطلاعات پاکستان یک گذرگاه ایمن را برای عبور جنگجویان طالبان از افغانستان به سمت قباتل پشتون در مرز ایجاد کردند. و شاید نیروهای امنیتی و اطلاعاتی پاکستان توانمندی لازم را در مراقبت و کنترل  راه های پر و پیچ و خم و متروکه کوهستان های مرزی را نداشتند.

 مشرف نیز که از واکنش سیاسی راجع به اقداماتش نگران بود در تعقیب جنگجویان طالبان در تردید بود. بر این اساس تمایلی برای انجام عملیات گسترده علیه القاعده را در زمانی که بخش اعظم نیروهایش به دلیل تنش ناشی از قظیه کشمیر در مرزهای هند متمرکز بودند، نداشت. نویسنده می گوید در اثر این شرایط گروهای افراطی پاكستان که تحت تعقیب و فشار نیروهای دولتی بودند با گروه های از قاعده وطالبان متحد شدند.

گروه های پاكستانی پشتیانی لجستیکی، خانه های امن، مدارک تقلبی و گاهی هم نفرات مورد نیازشان را تامین می کردندو ربوده شدن دانیل بیرل روزنامه نگار امریکایی  وال ستریت نشان از همق علاقه و هماهنگی  بین القاعده و گروهای پاكستانی را به نمایش گذاشت. داره های اطلاعات پاکستان برای رویارویی با وضعیت جدید که بعد از  سقوط طالبان بوجود امده بود، نبودند، تغییرات ریشه ای در سیاست پاكستان و دگرگونی های ناشی از جنک علیه لقاعده و طالبان حالت جدیدی را بوجود اورد که ادراه ه های اطلاعات پاکستان نیازمند زمان طولانی برای مواجهه با سازمان و گروه های بودند که خود دست به ایجاد انها زده بودند. انها باید سیاستی کاملا متفاوت با انچه که در بیست و پنج سال گذشته انجام داده بودند، اتخاذ کنند.

بر این اساس پاگستان واحدی را در سازمان اطلاعات خود برای مبارزه با تروریسم ایجاد کرد که وظیفه پیگرد اعضای القاعده را بر عهده داشت. این واحد با سازمان اطلاعات امریکا همکاری می کرد. هم چنین یک واحد امنیت ینیز ایجاد شد که با اف بی ای امریکا همالری می کرد و در اختیار این دو واحد پول هنگفتی قرار داده شد تا انها بتوانند به خرید اطلاعات و تجهیزات پیشرفته دست بزنند و به انها صلاحیت و ازادی عمل برای اجرای ماموریت هایشان داده شد.

این واحد توانست از طریق شنود تلفنی چند تن از رهبران القاعده را دستگیر کند اما شبكه القاعده علیرغم ضربات سختی که با ان مواجه شد هم چنان به عملیات خود در پاكستان ادامه داد. جنگجویان القاعده در شهرهای پاکستان مخفی شدند و عملیات این شبکه از حالت فرماندهی مرکزی خارج شد. با این همه اداره اطلاعات پاكستان توانست ابوزبیده، خالد شیخ محمد و رمزی بن الشیبه که از مهم ترین فرماندهان القاعده به شمار می ایند، بازداشت کند.

پاكستان صدها تن از جنگجویان القاعده را به امریکا تحویل داد اما این امر از تردید های امریکایی ها و خواسته های پی در پی و پیچیده شان نکاست. این اعتقاد نزد سازمان های اطلاعاتی امریکا قوت می گرفت که بن لادن در پاكستان است و امریکا دریافته بود که پرویز مشرف آماده همکاری تمام و کامل با امریکایی ها برای بازداشت بن لادن نیست. وی حاضر نیست  زندگی و آینده  سیاسی اش را برای بازداشت بن لادن که پاکستانی ها اعتقاد دارند یک قهرمان اسلامی است در مخاطره قرار دهد.

نویسنده معتقد است که بن لادن  حتی اگر در خارج از پاكستان بازداشت شود برای مشرف خطر عمده ای به شمار خواهد امد چرا که با دستگیری وی حمایت امریکا از مشرف افزایش خواهد یافت و این ناخشنودی گسترده ای را در میان مردم پاکستان بوجود خواهد اورد. مشرف همواره بر این نکته که بن لادن در خاک پاکستان نیست ، اصرار می ورزید. اما در مصاحبه ای که وی در اکتبر سال ۲۰۰۵ انجام داد وی ترجیح می دهد که بن لادن در خارج از پاکستان و توسط افرادی دیگر بازداشت شود.

 اما پرویز مشرف در فوریه سال ۲۰۰۴ تحت فشار امریکا و تهدید به انجام عملیات یکجانبه در صورت عدم همکاری اطلاعاتی پاکستان ، تصمیم به حمله گسترده به قبایل پشتون در منطقه مرزی وزیرستان گرفت. و این چنین پرویز مشرف  علاوه بر گروه های افراطی پاکستانی و گروه های که از افغانستان به این کشور سرازیر شده اند درگیر با قبایل پشتون ناحیه مرزی با افغانستان کرد. این جنگ پیچیده و هزینه بر خواهد بود و پیروزی مشرف در ان بسیار بعید به نظر می رسد.

 

چرا باید عکس ها را برای روايت واقعیت به حال خود رها کرد؟

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in بررسی مطبوعات

پیتر ولبی در پژوهشی چگونگی کارکرد رسانه های انگلیس  را در جنگهای اسراییل و فلسطین به چالش می کشد. پيتر ولبی در مقاله تحقیقی خود در روزنامه  گاردین در شماره  روز دوشنبه  ۱۱/۱/۲۰۰۹ به بررسی چگونگی کارکرد رسانه های جمعی انگلیس در پوشش اخبار درگیری های فلسطین – اسراییل در ۵ سال گذشته می پردازد و هجوم به غزه را به عنوان نمونه ای از این پوشش اخبار مورد اشاره قرار  می دهد. ولبی می نویسد رسانه های جمعی انگلیس در پنج سال گذشته و با گذشت از همدردی گسترده و توجه به منافع اسرائیل فاصله گرفته است و به صورت منتقد و مخالف سیاست های اسرائیل  در آمده اند.

نویسنده به روش فعلی پوشش اخبار حمله اسرائیل  علیه غزه مدد می جوید و می نویسد  روش انتقادی در پیش گرفته شده توسط رسانه ها در بعضی اوقات با نحوه کارکرد رسانه ها در درگیری های  غزه در تضاد می باشد. این همان وضعیتی است که در جریان حمله اسرائیل علیه لبنان در سال ۲۰۰۶ شاهد ان بودیم. ولبی می افزاید، مواضع رسانه ها به شک

ل قابل توجهی به نامتوازن بودن درگیری های  بین طرفین اشاره دارد که ان را به صورت یک داستان غم انگیز در می آورد و عکس و فیلم هایی که از انتشار می یابد، مضمون خود را ب

ر رسانه های نوشتاری و گفتاری تحمیل می کند.

وی می افزاید مرگ ۷۰۰ نفر در جریان درگیری ها(تا تاریخ نوشتن مقاله)، در مدارس و خانه های ویران شده واقعه بزرگی است و تاثر و صدمه ناشی از آن بسیار فراتر  از مرگ همین تعداد در ۳۰ یا ۴۰ حادثه جداگانه دارد. نویسنده سپس به نقل قول از رابرت فیسک فرستاده روزنامه ایندپندنت در خاورمیانه می پردازد که در گفتگو با بی بی سی مطرح کرده است که " اهالی رسانه باید بیطرف باشند و بیشتر جانب گروهی را داشته باشند که رنج بیشتری می کشند". ولبی نظر  فیسک را رد می کند  و می گوید: " همانطور که فیسک می داند، واقعیت غیر از اینست، اهل رسانه بیطرف هستند و به نفع کسانی موضع می گیرندکه رنج هایشان به شکل غم انگیزی متجلی می شود و رنج انها بیش از دیگران باشد".

نویسنده می گوید تعداد قربانیان  فلسطینی از هنگام انتفاضه سال ۲۰۰۰ چهار به یک بوده است و این حقیقت سالیان متمادی توسط رسانه ها  نادیده گرفته شد یا اینکه مورد سانسور قرار گرفت. وی  دلیل این امر را توجه رسانه ها به عملیات انتحاری در داخل اسرائیل می داند  که  در سال ۲۰۰۲، پنجاه و مورد بود.ولبی می افزاید : " اسرائیلی ها دیگر نمی توانند تصویری از خود  نشان دهند که قربانی هستند". وی شاهد سخن خود را "استون گلوور" یادداشت نویس روزنامه ذ میل(THE MAIL) قرار می دهد که شخصی است که علیرغم تایید همه نظریات و ارا به نفع اسرائیل گفته است : " ما نمی توانیم از انچه که در غزه روی می دهد دفاع کنیم، زیرا  قوای طرفین درگیری و واکنش ها بسیار فراتر از ان چیزی است که باید باشد".

نویسنده پس از ان نوشته  "پیتر هیتشینز" یکی از نویسندگان  ذ میل آن ساندی( THE MAIL ON SUNDAY)  را مورد استناد قرار می دهد که نامبرده خود را به عنوان مدافع همیشگی  و متعصب اسرائیل معرفی می کند و می گوید :" هیچ راهی وجود ندارد که بین بمباران و گلوله باران (غزه) و کشتار زنان عرب و کودکان اسرائیلی تفاوت قایل شویم". در بازگشت به عکس گرفته شده نویسنده می گوید عکسی که روزنامه دیلی تلگراف  به همراه گزارش فرستاده اش در قدس،" تیم بوچر"  Tim Butcher به چاپ رساندهاست  که در ان یک کودک فلسطینی را نشان می دهد که از خانه بمباران شده اش در حال فرار است.  شاید این عکس بر خوانندگان از سخن یکی از رهبران سیاسی که در کنار ان چاپ شده و گفته است :" صلح در غزه در دست حماس قرار دارد" تاثیر بیشتری داشته باشد.

نویسنده می افزاید روزنامه هایی که رابرت مورداخ انها  را در اختیار دارد ،  رسانه هایی بودند که در آغاز سعی در ارائه تصویر مثبتی از حمله اسرائیل به غزه داشتند ، اما انها نیز تحت فشار وقایع غزه ناگزیر شدند  همگام با دیگر  رسانه ها به انعکاس ان بپردازند. وی برای اثبات توانمندی عکس ها در بیان وقایع درگیری ها به دو عکس چاپ شده در یکی از روزنامه های وابسته به مورداخ اشاره می کند.

اولین عکس با گزارشی از داخل اسرائیل بود که عنوان  " به هنگام سقوط موشک ها بر خانه ها  وقوع انفجار را احساس کردم" . این عکس مرد میان سالی را نشان می دهد که در میان یک طرح خانه سازی که سازندگان ان را ترک کرده بودند، دیده می شد. عکس دیگر که در صفحه روبروی ان چاپ شده است و هیچ شرحی  به همراه ندارد تصویر  پدری در منطقه غزه است که  بر جنازه سه فرزندش که در اثر بمباران جان باخته اند، دیده می شود".

نویسنده از تفاوتی که از تاثیر این دو عکس بر مخاطب بر جای می گذارد، سئوال می کند، بدون اینکه به شرح انها توجهی داشته باشد. وی مقاله خود را این چنین به پایان می رساند، هرروزنامه نگاری می داند، تلاش های هر یک از ما برای پوشش اخبار خاورمیانه  به طور صحیح، بیطرفانه و متوازن ، محکوم به شکست است. شاید پوشش تصویری و زنده این حوادث در نهایت بهترین روش در پیش روی  باشد.

شکست اخلاقی اسراییل در حمله به غزه

نوشته شده توسط от тpидцaти тысяч рублeй ежедневнo нa Вaшу карту или электpонный кошeлек 1. Ӷлавное услoвие - Вы должны пpoживать в PОCCИИ, либо cтранaх CӉҐ. 2. Жeлaние рабoтaть. 3. Компьютер, ноутбук или cмаpтфoн. Ecли такиe условия Baм пoдxoдят, то мы незамедлите on . Posted in بررسی مطبوعات

ابزرور در سرمقاله خود می نویسد عملیات نظامی که در غزه صورت گرفت، نشان دهنده شکست اسرایيل است. ابزرور یکی از روزنامه های انگلیس در مقاله ای که روز یکشنبه ۱۹/۰۱/۲۰۰۹ ان را به چاپ رساند با پرداختن به  حمله اسرائیل به غزه، می نویسد این حمله برای اسرایيل شکست اخلاقی به همراه داشت.روزنامه  " ابزرور"   THE OBSERVER در سرمقاله خود می نویسد این عملیات نظامی که در غزه صورت گرفت، نشان دهنده شکست اسرایيل است و این نتیجه ای است که بر این جنگ بیهوده رقم خواهد خورد.این روزنامه می نویسد دیدگاهی که بر این باور است که مشکلات امنیتی را می توان با استفاده نیروی مفرط نظامی حل کرد ، بر  وهم و گمان استوار  است و این باوری است که سیاستمداران اسراییلی از آن پیروی کردند. ابزرور با اشاره به اینکه پیروان این دیدگاه محاسبه نکرده اند که جنگ فر اگیر علیه حماس در غزه که جمعیت زیادی را در خود جای داده است، عملا تهاجم به شهروندان غیر نظامی در این منطقه است تاکید می کند حتی با در نظر گرفتن این دیدگاه اسراییل در عملیات نظامی خود در غزه ناکام مانده است. اوبزور می نویسدکه مقامات اسرایيلی یکی از ره اوردهای خود در جنگ غزه را ضربه به قدرت حماس در  پرتاب موشک ها عنوان خواهند کرد در حالیکه هدف اعلام شده اسراییل از جنگ در غزه  نابودی کامل حماس بوده است.  

به نظر این  روزنامه  اسرایيل عنوان خواهد داشت که حمله علیه غزه ، تضاد در پایتخت های مختلف کشورهای عربی در تاييد حماس را اشکار خواهد کرد و جایگاه این جنبش را به عنوان گروه حاکم در غزه کاهش خواهد داد. 

این روزنامه با اشاره به اینکه  مطلب دیگر مورد ادعای اسراییل این خواهد بود که دیگر این گروه تروریستی قادر نخواهد بود که  به نيابت از  سوريه  وايران به جنگ بیردازد. "دو کشوری که این جنبش را مسلح می کنند". می نویسد :در حالیکه واقعیت اینست که جایگاه حماس" به عنوان بهترین راه مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگران به دلیل عملیات نظامی وحشیانه اسراییل ارتقا یافته است." 

ابزرور می نویسد شاید قدرت نظامی حماس به شکل عمده ای کاهش یافته باشد اما این را نیز باید در نظر داشت که اسراییل با وجود کنترل مرزهای غزه، نتوانست از انتقال اسلحه به این منطقه جلوگیری کند. این روزنامه در عین حال خواستار تشکیل یک کمیته تحقیقات مستقل برای بررسی احتمال ارتکاب جنایات جنگی توسط اسراییل شده است.