به حاشیه رانده شدن غرب در گفتگوهای سوریه

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in بررسی مطبوعات

دعوت سه متحد کلیدی آمریکا از ایران برای یافتن راه حلی برای بحران سوریه در حالیکه منطقه پس از بهار عربی در حال شکل گیری مجدد است، تهدیدی در به حاشیه راندن غرب از بحران سوریه است.

مصر، ترکیه و عربستان بر اساس طرحی که مرسی رئیس جمهور مصر آنرا اعلام کرد با ایران کمیته جدید چهار جانبه ای را برای پایان دادن به بحران سوریه تشکیل خواهند داد.

رئیس جمهور مصر که از گروه اخوان المسلمین است، این خبر را در جریان نشست اتحادیه عرب در قاهره اعلام کرد. تصمیم این سه کشور برای تشکیل این کمیته با مشارکت ایران، ضربه ای روشن به حامیان تاریخی شان است، چرا که غرب خواستار کنار گذاشتن ایران از هر گونه مذاکرات بر سر سوریه بوده است.

این روزنامه می افزاید: در عین حال آمریکا همزمان با این نشست به این نتیجه رسید که ادامه حمایت ایران از رژیم اسد در جنگ علیه ارتش آزاد را برجسته کند. یکی از مقامات ارشد آمریکا اطلاعاتی را به روزنامه نیویورک تایمز درز داد که حکایت از آن داشت که هواپیماهای ایرانی با عبور از حریم هوایی عراق، به ارتش سوریه کمک رسانی می کند.

یکی از دیپلمات های غربی در واکنش به تشکیل این کمیته چهار جانبه، دیدگاه غرب را تکرار کرد  و گفت:" مشارکت ایران همه معانی را به جز آنکه سازنده است، در بر دارد."

آقای مرسی استاد پیشین مهندسی دانشگاه که یکبار به دلیل اینکه برای ریاست جمهوری مصر وزن سبکی دارد کنار گذاشته شد، در هفته گذشته نقش دیپلماتیکی را بر عهده داشت.

مرسی در یک ارزیابی برای به نمایش گذاشتن اختلاف بین حکومت برخاسته از اخوان المسلمین با حکومت حسنی مبارک که بهترین دوست واشنگتن بود، چین  را برای اولین سفر رسمی خارجی خود خود انتخاب کرد.

وی فاصله بیشتری را با آمریکا حتی در جریان مذاکره برای دریافت وام یک میلیارد دلاری از واشنگتن با قبول شرکت در اجلاس غیر متعهد ها  در تهران، برگزید. اما وی همچنین روشن ساخت که قصد رفتن به طرف دیگر را چنانکه شماری از تحلیل گران آمریکایی از آن نگران بودند، مد نظر ندارد. وی به میزبان ایرانی خود گفت که حمایت خود را از بشار اسد کنار گذارد.

مرسی در سخنان روز گذشته خود بار دیگر از اسد خواست تا از قدرت کناره گیرد و یا اینکه ممکن است به سرنوشت دیگر رهبران منطقه چون قذافی و مبارک که ماندن در قدرت را انتخاب کردند، دچار خواهد شد.

وی گفت: سخن در مورد اصلاحات خیلی دیر هنگام است. این زمانه تغییر است. رژیم باید از تاریخ گذشته درس بگیرد.

بهرحال موافقت عربستان سعودی، ترکیه و مصر که همه جزو مهم کشورهای سنی مذهب منطقه برای گفتگو با ایران نشان نگرانی آنها از عواقبی است که ممکن است جنگ مذهبی سوریه در ورای کنترل آنها داشته باشد. این تصمیم ممکن است نشانه جدیدی از ان باشد که این کشورها به دنبال استقلال بیشتری از غرب هستند.

دیلی تلگراف

ضربه به سازمان امنیت اسراییل در اثر درز اطلاعات مربوط به ایران

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in بررسی مطبوعات

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل روز گذشته نشست امنیتی را پس از آنکه یکی از وزیران دولت جزییات بحث مطرح شده در نشست امنیتی مربوط به برنامه هسته ای ایران را به رسانه های درز داد، لغو کرد.

کابینه امنیتی اسراییل که در آن 14 عضو قوی حضور دارند، به ریاست بنیامین نتانیاهو تشکیل شده بود. وزیران دفاع، امور خارجه، امنیت داخلی و کشور از اعضای این نشست امنیتی هستند.

این کابینه امنیتی مرکز کلیدی تصمیم گیری در مورد امنیت اسراییل است و مهم ترین تشکلی است که چالش هایی مربوط به  برنامه هسته ای ایران را برای اسراییل را مورد بحث قرار می دهد.

بر اساس گزارش رسانه های اسراییل، اعضای کابینه روز سه شنبه به مدت 7 ساعت به اطلاعات بلند پایه ترین مقامات اطلاعاتی و دفاعی اسراییل در مورد برنامه هسته ای ایران گوش فرا دادند.

قرار بود کابینه امنیتی روز گذشته تشکیل شود اما نتانیاهو جلسه را پس از آنکه روزنامه " یدیعوت احانورت " جزییات جلسه قبل را به نقل از یکی از اعضای جلسه انتشار داد، لغو کرد.

این روزنامه نوشت که سازمان های اطلاعاتی اسراییل در ارزیابی های خود باهم اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظرها بویژه در مورد توانایی اسراییل در حمله و آسیب رساندن به برنامه هسته ای ایران بود.

نتانیاهو گفت: "امنیت کشور و شهروندان آن بستگی به برپا داشتن بحث های تفصیلی و عمیق در دولت امنیتی دارد.

به نوشته این روزنامه نشانه های اخیر اختلافات سیاسی داخلی در زمانی آشکار می شود که تعدادی از تحلیل گران این حس را یافته اند که اسراییل از انجام حمله مرزی به ایران فاصله گرفته است. 

فایننشیال تایمز

 

داستان یک جهادی در حلب

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in بررسی مطبوعات

 

دیلی تلگراف گزارشی از "ریچارد اسپنسر" را به چاپ رسانده است. اسپنسر در گزارش خود دیدار با یکی از جهادگران اسلامی مقیم انگلیس که در نبرد نیروهای مخالف علیه دولت سوریه شرکت دارد، را به چاپ رسانده است.

گزارشگر این روزنامه می نویسد که با این جهادگر اسلامی در بیمارستانی در پشت خط مقدم ملاقات کردم. وی یکی از دوستان عراقی اش را که گلوله به پایش اصابت کرده بود به بیمارستان صحرایی منتقل کرده است.

وی که اسم خود را ابو یعقوب گذاشته است می گوید: پنج سال پیش به اسلام گرویده است و اوایل سال جاری برای پیوستن به گروه های انقلابی که برای سرنگون کردن بشار اسد می جنگند به این کشور آمده است.

وی از تمایل خود برای باقی ماندن در سوریه تا مرگ سخن می گوید و عنوان می دارد که مرگ وی در طبق تعبیری می گفت طعم بهشت را احساس خواهد کرد.

ابو یعقوب در حالیکه صدای گلوله و خمپاره می آید، پذیرفت که اندکی از خود بگوید اما از اینکه این روزنامه توانسته بود وی را بیابد، عصبانی بود.

ابو یعقوب گفت که از منطقه والتامستو لندن است و لهجه شرق لندن را داشت اما یکباره از سخن گفتن باز ماند، همچنین وی نسبت به برگزاری المپیک در لندن بی تفاوت بود.

وی 4 ماه پیش برای کمک به مردم سوریه به این کشور آمده است، وی به همراه دوستش، حسن با گروه "احرار شام" "آزادگان شام" می جنگند. این گروه بزرگترین جنبش اسلامی مسلح در حلب است که تعداد آنها 500  هزار نفر بر آورد می شود.

در مقابل گروه "لواء التوحید" "پرچم توحید" می گوید: گروهش جنگ در حلب را رهبری می کند. این گروه می گوید: نفراتش از شهرها و روستاهای شمالی هستند و 8 هزار نفر نیرو دارند و 80 درصد از نیروی جنگنده را تشکیل می دهند.

گزارشگر دیلی تلگراف می نویسد: وی از پاسخ دادن به اینکه متأهل است طفره رفته و اشاره کرد که مادرش مسیحی است و از اینکه چه انجام می دهد آگاهی کامل دارد. وی در تانزانیا به دنیا آمده است و در کودکی پا به انگلیس گذاشته است.

اسپنسر می گوید: جنگجویان خارجی اقلیتی در داخل گروه های اسلامی افراطی هستند و اکثر آنان از کشورهای عربی همانند لبنان، لیبی، تونس و مغرب می آیند. وی به نقل از عبد الرحمن سلامه رهبر گروه " جبهه النصر" در حلب می نویسد: گروه وی دارای رزمنده گان خارجی و صلح جویان سوری است که با آمریکایی ها در عراق جنگیده اند. این موضوع نگرانی های غرب را از تسلط قاعده بر این گروه ها منعکس می کند. وی همچنین گفته است که افراد دیگری را در گروه های دیگر می شناسد که انگلیسی هستند.

جان کانتلای، که مدت کوتاهی ربوده شده و در منطقه باب الهوا توسط گروه های جهادی بین المللی بازداشت شد، می گوید که ربایندگان وی به لهجه انگلیسی سخن می گفتند.

 اسپنسر در پایان گزارش خود می نویسد: در زمانی که ابو یعقوب و حسن بار دیگر خندان به طرف جبهه نبرد باز می گشتند یکی از رزمنده گان مسلح سوری گفت: چرا به اینجا می آیند؟ ما به آنها نیاز نداریم؟ برای جهاد به اینجا می آیند، شماری از آنها افراطی .هستند و ما در سوریه افراطی نیستیم.  

 

 

نگرانی از انتقال بحران سوریه به لبنان

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in بررسی مطبوعات

روزنامه فایننشیال تایمز در مقاله ای در مورد تحولات سوریه از نگرانی های انتقال بحران سوریه به لبنان می نویسد. این روزنامه در این زمینه به دلیل ربودن افراد اشاره می کند  و در این زمینه می نویسد که پس از آنکه ارتش آزاد سوریه یک شهروند لبنانی را به اتهام همکاری با حزب ا... و رژیم دمشق متهم کرد، لبنانی ها نیز اقدام به ربودن افراد سوری کردند.

این روزنامه این تحولات را تهدیدی مهم برای اقتصاد لبنان می داند و در عین حال عنوان می دارد که این امر می تواند صلح شکننده در این کشور را فرو ریزد. این روزنامه به درخواست کشورهای عربستان، کویت، امارات، قطر و بحرین از اتباع خود اشاره می کند که از آنها خواسته است لبنان را ترک کنند.

این درخواست به دنبال آن می گیرد که قبیله مقداد که شیعه لبنانی هستند تهدید به ربودن شهروندان سوری و شهروندان این کشورها در برابر آزادی یکی از اعضای این قبیله کرده اند.

این روزنامه می نویسد: با اینکه این قبیله تأکید کرده است که شهروندان این کشورها را بازداشت نمی کند همچنان نگران کننده باقی مانده است. همچنین این نگرانی وجود دارد که حکومت لبنان قادر به رویا رویی با پیامدهای قیام سوریه که اکنون هفدهمین ماه پشت سر می گذرد، نباشد.

گزارش این روزنامه می افزاید: روشن نیست که دولت لبنان چه اقداماتی را برای جلوگیری از عملیات ربودن افراد انجام داده است و یا اینکه قادر است که از افزایش خشونت بیشتر جلوگیری کند، یا نه؟

این گزارش به نقل از یکی از اعضای ائتلاف حاکم بر این کشور در بیروت می نویسد: "حرارت آتش به لبنان خواهد رسید. ما هر روز همانند گروه های آتشفشان در حال خاموش کردن آن آتش هستیم. اما این آتش همچنان در حال شعله ور شدن است.

 

 

 

فشار انگشت بر ماشه حمله در مورد تهدید هسته ای از طرف ایران افزایش می یابد

نوشته شده توسط حمید گلشریفی on . Posted in بررسی مطبوعات

 

 

مدت زمانی طول خواهد کشید تا اسراییل به انجام حمله علیه دشمن خشم خورده خود اقدام کند.

عملیات اپرا همانند ساعت عمل کرد. برنامه جاه طلبانه صدام حسین برای ساختن سلاح هسته ای تنها 80 ثانیه به درازا کشید که از بین برود. کارشناسان صدام مدت 6 سال برای این برنامه زحمت کشیده بودند. تأسیسات هسته ای با حمله جنگنده های اسراییلی در تابستان داغ نابود شد.

نابود کردن رآکتور هسته ای اوسیراک عراق در 7 ژوئن سال 1981 یکی از موفقیت آمیز ترین عملیات پیشگیرانه در تاریخ مدرن است. تنها 16 بمب توسط 8 جنگنده اف 16 توانست برنامه  هسته ای صدام را از بین ببرد و زمان لازم را برای سقوط دیکتاتوری بخرد که خود با اشغال کویت مقدمات حمله سال 2003 را فراهم کرد. تاریخ خاورمیانه تغییر پیدا کرد و حتی یک جنگنده اسرائیلی از بین نرفت.

با توجه به حضور عملیات اپرا در افکار عمومی اسرائیلی ها چندان جای تعجب ندارد که رهبران اسراییل به جاه طلبی هسته ای ایران نگاه بکنند و یا اینکه در اندیشه استفاده از همان راه حل باشند؟.

اگر سخنان تندی که از وزیر دفاع اسراییل در تل اویو به گوش می رسد باور کنیم، گزینه نابود کردن تأسیسات هسته ای ایران با زنجیره ای از حملات هوایی مورد نظر مقامات اسراییلی، بیش از هر دوره دیگر مطرح است.

اطلاع رسانی به رسانه های اسرائیلی که به صورت ناشناس انجام شد چنین حکایت می کند که تصمیم به اجرای عملیات جدید "اپرا" از قبل اتخاذ شده است و تنها موضوع زمان آن مورد بحث است.

یک فرد تصمیم ساز که نامش ذکر نشده است و چنین فرض می شود که ایهود باراک وزیر دفاع اسراییل است به روزنامه ها آرتص گفت که اسراییل نمی تواند برای اقدام آمریکا منتظر بماند. " ما به نگاه کردن به واقعیت در حال حاضر و با روشنی نیازمند هستیم اسراییل قدرتمند است و اسراییل مسئول است و اسراییل آنچه را که لازم می داند انجام خواهد داد."

اگر چنین است سه ماه پیش از انتخابات رئیس جمهوری آمریکا که در ماه نوامبر است این چنین برداشت می شود که جهان ممکن است چند هفته با جنگ دیگری فاصله داشته باشد. وزیر دفاع ملی که کارش رو به پایان است گفت که برخوردها در شماری جبهه ها خواهد بود این جنگ 30 روز به درازا خواهد کشید و موجب مرگ 500 تن اسرائیلی خواهد شد.عبارت "چند جبهه" خیلی مهم است.

بر خلاف صدام در سال 1981، ایران روش های متعددی را برای اقدام متقابل در اختیار دارد. برای آغاز ایران ممکن است به طور مستقیم پاسخ دهد و از موشک های بالستیک شهاب 3 استفاده کند که هر کدام از آنها می تواند اهدافی را در 120 مایلی هدف قرار دهد اسراییل به راحتی در این محدوده قرار دارد.

شاید به شیوه خطرناکتری، ایران ممکن است از طریق متحدان نظامی خود عمل کند. در طول این سال ها تهران حزب ا... را به سلاح تجهیز کرده است. حزب ا... یک گروه رادیکال شیعه در جنوب لبنان است که دارای چهل هزار راکت است که همه آنها اسراییل را هدف قرار داده اند. اخرین باری که حزب ا... موشک به طرف اسراییل پرتاب کرد در جریان جنگ سال 2006 بود وقتی که بندر شمالی حیفا یکی از اهداف عمده غیر نظامی بود.

این باور وجود دارد که امروز زرادخانه حزب ا... لبنان شامل موشک های پیشرفته تر، بردی بیشتر و حامل مواد منفجره بیشتر است که خود تل اویو را نیز هدف قرار می دهد. نیمی از جمعیت 7 میلیونی اسرائیلی احتمالاً در بر بمباران های تازه حزب ا... خواهند بود.

سرانجام ایران می تواند بخشی از درد و آسیب حملات اسرائیلی را از حمله به دیگر نقاط جهان جبران کند. بیش از 35 درصد از نفت مورد نیاز جهان در تنگه هرمز در ساحل جنوبی این کشور عبود می کند. اگر ایران تلاش کند که این آبراه را ببندد قیمت نفت در جهان احتمالاً به سرعت موشک بالا خواهد رفت که می تواند ضربه بزرگی به اقتصاد جهانی باشد.

بهر حال برای تضمین شکست، قدرت دریایی نیروی دریایی آمریکایی را می طلبد. اصل ماجرا در این جا نهفته است. هر جنگی را که اسراییل آغاز کند به طور قطع آمریکا را در مراحل اولیه به صحنه خواهد کشاند. تنها عملیات نظامی توسط ناوگان پنجم آمریکا که در بحرین مستقر است      می تواند تضمین عبور آزاد را از تنگه هرمز تضمین کند.

آن ناشناس تصمیم ساز که با ها آرتص صحبت کرده است از اینکه احتمال دارد آمریکا از درگیر شدن در این جنگ خودداری کند. سخن رانده و همچنین گفته است: "ما به طور عمده آمریکا را وادار جنگ نخواهیم کرد. اگر ما تصمیم به عملیات بگیریم این امر باید یک اقدام مستقل باشد که توجیه لازم را داشته باشد بدون اینکه نیاز به ایجاد واکنش های زنجیره ای بزرگ باشد."

اما ایران لازم است که تصمیم بگیرد که زمینه ایجاد واکنش های زنجیره را موجب شود یا خیر. تهران ممکن است در برابر حمله اسراییل نقش قربانی را ایفا کند و اقدام متقابل نکند و همدردی جهانی را با خود همراه کند. دیپلمات های غربی به حادثه سال 1988 اشاره می کنند زمانی که ناو آمریکایی یک هواپیمای مسافربری را سرنگون کردند و 290 تن از مسافران آنرا کشتند، تهران از اقدام متقابل در این زمینه خودداری کرد.

اگر بهرحال تهران تهدید خود را مورد بستن تنگه هرمز عملی کند احتمالاً دخالت آمریکا غیر قابل اجتناب خواهد بود. تصمیم در مورد تحریک آمریکا به دخالت در این ماجرا در تهران اتخاذ خواهد شد نه در تل آویو.

آمریکا به خوبی از این امر آگاه است و دولت اوباما به خوبی وظیفه خود را در بازداشتن متحد خود از این اقدام اجرا می کند. این شانس باقی می ماند که اسراییل در حال بلوف زدن است در مواجهه با آن اقدام روشن دیپلماتیک در برابر این تهدیدات توخالی وجود دارد. در گذشته سر و صدای اسراییل منجر به آن شد که آمریکا و اروپا تحریم های سخت تری را علیه ایران وضع کنند.

آقای اوباما در برابر نگرانی اسرائیلی های موضع آمریکا را سخت تر کرده است در ماه مارس وی گفت "همه گزینه ها" برای برخورد جاه طلبی هسته ای با ایران روی میز است.

وی افزود: "رهبران ایران باید بفهمند که من سیاست مهار را پیش نگرفته ام من سیاست پیشگیری از مسلح شدن ایران به سلاح هسته ای را در پیش دارم."

با به کنار گذاشتن تمایل اسراییل به حمله نیروی هوایی اسراییل فاقد توانایی لازم برای نابود کردن تأسیسات هسته ای ایران است. برخلاف صدام که تنها رآکتور "اسیراک" را داشت ایران چندین تأسیسات هسته ای دارد که به خوبی حفاظت می شود و در جاهای دوری بر پا شده اند.

بازوی تهاجمی نیروی هوایی اسراییل شامل 125 جنگنده اف 151 و اف 161 است. جنگ  با ایران نیاز به اغلب آنها و شاید همه آنها باشد تا اهدافی در فاصله 900 تا 1200 مایلی از پایگاههای خود هدف قرار دهند. این امر نیازمند سوخت گیری هوایی است، اسراییل روی کاغذ تنها هفت هواپیمای حامل سوخت KC 707  دارد. آیا این تانکرها می تواند سوخت لازم جنگنده ها را برای رفت و برگشت به پایگاه های خود تأمین کند؟. تعدادی از کارشناسان در ممکن بودن این اقدام تردید دارند. میشل هایدن ژنرال بازنشسته نیروی هوایی و رئیس پیشین سی ای ا گفته است اسرائیل نمی تواند این کار را انجام دهد.

حتی اگر همه تأسیسات هسته ای ایران به طور موفقیت آمیز هدف قرار گیرد بمب های اسراییلی به اندازه کافی قدرتمند نیست که اهداف خود را نابود کنند.

سنگین ترین سلاح در زرادخانه اسرائیلی GBV-28 است که  "پناهگاه شکن" است. اما تأسیسات غنی سازی ایران در فردو در زیر کوه حفر شده است که با 260 فوت از سنگ وزمین حفاظت    می شود. حتی ان سلاح مهیب نیست ممکن است به اندازه کافی نتواند فردو را تخریب کند.

این باور وجود دارد که کار بر روی این تأسیسات همچنان ادامه دارد تا نقاط ضعف آن پوشانده شود که از آن جمله ورودی آن و محفظه های تهویه آن می باشد. اگر فردو از قبل در مقابل حمله اسراییل نفوذ ناپذیر است یا اینکه بزودی به آن درجه خواهد رسید- ایران قادر خواهد بود که مواد و تخصص لازم برای سلاح هسته ای را در داخل آن که ایهود باراک از آن به عنوان "نقطه ایمنی" نام برده است متمرکز کند.

از این رو اسراییل احساس اضطرار می کند. تصمیم گیرندگان آن احساس می کنند که گزینه های اقدام آنها اگر وجود داشته باشد در حال از بین رفتن است.

با این حال آمریکا هنوز می تواند صبر را توصیه کند. نیروی هوایی قدرت های بزرگ می توانند بمب های GBV-57 قویترین بمب مرسوم در جهان را که در استحکامات سنگین نفوذ می کنند حمل کند که در این صورت حتی فردو نیز قادر به مقاومت نخواهند بود.

پیش بینی اینکه چگونه این محاسبات ممکن است کار کند غیر ممکن است. ظاهراً لحظه های بحرانی در رویایی با ایران اتفاق افتاده و از دست رفته است. مگر اینکه چیزهایی تغییر پیدا کند. مگر اینکه روزی یک مقطع خطرناکی فرا برسد و این هنگام می تواند نزدیک به آن چیزی باشد که ما در فکر کردن به آن احتیاط می کنیم.

 دیلی تلگراف